تبليغاتX
آب باریکه
اگر میهنم من را نمی‌خواهد من هم او را نمی‌خواهم، جهان فراخ است.( هوگو گروتیوس)

سال نو مبارک. به همین سادگی !

1- یک هفت هشت روزی ما میریم سفر اومدید نبودیم فکر نکیند تو ترکیم، چون بعید میدونم بشه از اقصا نقاط ایران وبلاگ به روز کرد یعنی حداقل من در این حد اعتیاد ندارم ، البته امکانات هم ندارم.

2- این دکتر معین گل سنبل در مصاحبه مطبوعاتی در پاسخ به یک خبرنگار زرنگ که پرسیده بود شما در صورت رد صلاحیت بین هاشمی و لاریجانی به چه کسی رای میدهید گفته به هاشمی! یعنی شما سطح درک سیاسی این آدم را به راحتی میتونید حدس بزنید و اینکه چقدر میتونه رئیس جمهور موفقی باشه .

3- یک وبلاگ هواداران دکتر یزدی راه انداختند با نام یاران بازرگان . آدم واقعا گریه اش میگیری از این همه فقر امکانات بابا یک آدرس مستقلی یک هاستی ، دومینی ؛ همینطوری توی بلاگفا که سر و صاحبش معلوم نیست ...چی بگم آخه. حالا همین که از دریچه دید اینها هم یک وبلاگی هست کلی غنیمته اینجا

4- دوستانی که با چهارشنبه پایان سال حال کردن و کلی ترقه و بمب دست ساز و عملیات انتحاری طراحی کرده بودن برای عبرت آموزی صبح علی الطلوع یک سری به دم در کلانتری ها میزدند بد نبود . طرفهای ما که یک صف عریض و طویل از والدین جلوی کلانتری بود که منتظر تعیین تکلیف طفل معصومهایشان! در بازداشتگاه بودند!

5- من آخرش هم نفهمیدم این عید باستانی مبارک باد یعنی چی؟ یعنی باستانی بودن اصالت میده ؟ یعنی باستانی بودن باعث مبارک بودن هست؟

 چند نصیحت هم در مورد عید نوروز دارم برای دوستان عزیزم رعایت کیند ضرر نمیکنید:

الف- آخرین قیمت آجیل بنا بر اطلاعات کسب شده بادام از قرار کیلویی 14 هزار تومان، پسته 8هزار تومان، فندق هم حوالی 14 هزار تومان بوده است. از این رو یک لیست از فامیلهای پول دار و اعیان خودتان جمع کنید و عید دیدینی و صله ارحام از دست ندهید!( این مخصوص بچه های طبقه خودم-از دید مارکس- بود)

ب- اینکه میگویند بزرگ شدی عیدی بگیری بده، یک شعار عوام فریبانه از سوی طبقه بورژوازی و سلطه گر است به هیچ عنوان ان را جدی نگیرید.

ج- روزنامه نگاران عزیز موقع عید دیدنی و مصافحه حواسشان باشد که دوربینی چیزی مشغول عکاسی نباشد یکی از بچه های پرونده وبلاگ نویسان به علت دست دادن با همکاران خانم مورد اتهام"ایجاد مقدمات برای ارتکا به فساد " یا چیزی در همین حدود قرار گرفته بود.

د- دوستانه پیشنهاد میکنم به جای انبوه سریالهای بدون مصرف سیما چند کتاب خوب را گلچین کرده و حداقل یکی در این چند روزه تمام کنید. کتابهای پیشنهادی:

فلسفه:  عقل و اعتقاد دینی (درآمدی بر فلسفه دین) / ترجمه: احمد نراقی/ ناشر:طرح نو

تاریخ:   ناگفته های انقلاب و مباحث بنیادی ملی/  نویسنده: عزت سحابی / ناشر:گام نو

اندیشه: دولت و جامعه مدنی  /آنتونیو گرامشی / ترجه عباس میلانی / ناشر:اختران

اندیشه : پراگماتیسم / ویلیام جیمز / ترجمه:عبدالکریم رشیدیان / ناشر:علمی و فرهنگی

اگر مثل من برنامه منظمی برای نوروز دارید امیدوارم نوروز را خوب بخوابید!!

+ نوشته شده در  جمعه 1383/12/28ساعت 0:20  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

روی مبل نشسته بودم و دوربین هندی کمی که تازه خریده بودم بالا و پایین میکردم و از در ودیوار فیلم میگرفتم با دنگ دنگ اخبار دوربین را به سمت صفحه تلویزیون بردم مجری سلامی داد و آغاز کرد : "سعید حجاریان نایب رئیس شورای شهر تهران صبح امروز در حالی . . . "

مبهوت دوربین را به کناری نهادم و به صفحه لعنتی تلویزیون خیره شدم. سعید حجاریان را زدند؟

پدرم سالهای پر از خون شصت را به یادم می آورد که هر روز خبر بر زمین افتادن یکی را می آوردند و حسرت خوردن کار عادی مردم شده بود .

همه چه انها که با خبر بودند و چه آنها که بعد از ترور با خبر شدند به سرعت اعلام موضع کردند. آش آنقدر شور بود و عمل آنقدر زشت و مذموم که اصحاب تاریکخانه هاهم ترور را محکوم و برای "سعید عزیز" آرزوی شفا کردند.

امروز پنج شش سالی از آن روز میگذرد . و مغز متفکر اصلاحات که آثار قلمی و مطبوعاتی اش مهمترین پشتوانه های فکری اصلاحات بودند هنوز نمی تواند قلم به دست بگیرد. روزی چندین ساعت فیزیوتراپی نای اندیشیدن را از او گرفته است . سال گذشته همین روزها بود که گفت فقط یک انقلاب در  علم پزشکی میتواند او را به حالت قبل از شلیک بازگرداند.

پرونده حجاریان در دستگاه قضایی بدون شاکی خصوصی برای فردی که مسئولان او را عامل ترور نامیدند مختومه شد. گو اینکه مدعی العموم دغدغه جنبه های عمومی جرم را نداشت؛ چرا که درمورد پرونده های مشابه تمام قدرت خود را به کار بسته بود و در این مورد دیگر لزومی به پیگری نبود ! ؛ حجاریان هم آشکارا اعلام کرد دستان دیگری در این ترور می بینید و با فرض اینکه متهم خود عامل ترور بوده باشد او عمله افکار و فتاوایی بوده که از غیرت مذهبی اش بهره برداری مناسب شده کرده اند. حجاریان اما پس از آن همه تئوری پردازی اصلاح طلبی این بار درس مهمتری نیز به ما داد. او با خشونت مدارا کرد و لب بر هم دوخت ؛ تاریخ خود در مورد لب دوختگان قضاوت خواهد کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1383/12/23ساعت 19:14  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

تقی رحمانی، آزاد اندیشی که این روزها چهاردهمین سالگرد زندان بودنش در بیست و شش سال پایداری جمهوری اسلامی جشن می گیرد ، برنده جایزه سالانه "هلمن – همت" از سوی سازمان دیده بان حقوق بشر(HRW) شده است. دیده بان این جایزه را به نویسندگانی که به علت اندیشه ها و گفتارشان در زندان به سر برده یا دچار محدودیت شده اند اهدا میکند. جو استورک مدیر بخش خاورمیانه این سازمان گفته رحمانی بیش از یک سوم عمر خود را در زندان سپری کرده است.

انصافا نحوه انعکاس این خبر در نشریات اصلاح طلب غیر قابل دفاع بود. روزنامه شرق با وجود حجم بالای انتظارات   تنها به درج یک خبر سه خطی در اواسط ستون سمت راست صفحه ششم روزنامه اکتفا کرد. روزنامه ایران هم تنهادر ستون دیگه چه خبر به انعکاس این خبر البته با توضیحتی کاملتر از شرق پرداخت. "توسعه" هم تنها روزنامه ای بود که این خبر را در بالای ستون سمت راست صفحه دوم خود کار کرد و متن خبر نیز مشابه خبر bbc بود و اطلاعات کافی را دراختیار خواننده قرار میداد. درمورد بقیه روزنامه ها هم اصولا امیدی نبوده است که حالا بخواهم بحثی را مطرح کنم!

+ نوشته شده در  جمعه 1383/12/21ساعت 16:11  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

به نظر می رسد بحث چند همسری آقایان همچنان جز دغدغه های غیر قابل اجتناب مسئولین سیما تبدیل شده است. "سریال رسم شیدایی" که اخیرا پخش ان آغاز شده است به نوعی و از زاویه جدید و مطلوب تر از مورد قبلی(سریال بانویی دیگر) بحث را دنبال میکند.

"بانویی دیگر" هم که در زمان پخش خود خون فمینیستها را به جوش آورد ؛ داستان مردی با دو زن بود که اتفاقا هر سه نیز از کنار هم بودن لذت میبرند و از قضا هر سه روزنامه نگار هم بودند. به هر حال برای اطلاع بانوان محترم باید بگویم این سریال قرار است برای دوم و اینبار از شبکه جام جم مخصوص امریکا و کانادا برای فارسی زبانان خارج از کشور در طول نوروز پخش شود
+ نوشته شده در  جمعه 1383/12/21ساعت 16:10  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

دادستان در بحران!

آب پاکی را ریخت! دادستان تهران پس از از دست دادن پروند وبلاگ نویسان اینبار و پس از حمایت آشکار و محکم رئیس قوه قضائیه از دادگستری استان تهران چه عکس العملی نشان خواهد داد؟ هاشمی شاهرودی در هفته های اخیر حسن نیت خود را در موارد متعدد آشکار ساخته است و همچنین دو دستگی درون قوه قضائیه را بیش از گذشته از بیرون قابل نمایش ساخته است. به راستی ویرانه قضایی به کجا رسیده است؟هاشمی شاهرودی انقدر در حوزه شخصیت مقبولی بوده است تا جایی که همین سال گذشته"هادی قابل" در مصاحبه ای تاکید کرد که او را انسان "اهل فضلی" میداند که شاید بهتر بود وارد این حوزه جدید نمیشد. عملکرد شاهرودی در قبال روزنامه نگاران مشهور به وبلاگنویس! در دیدار با انها و عکس العمل وی در برابر دادستان در مورد پرونده و توقف سایر احضارها به جرات جدی ترین ایستادگی در برابر مرتضوی در سالهای گذشته بوده است.

فردا چه خواهد شد؟

خبرهای بدی از زخم خورده ها به گوش می رسد. مطابق شنیده های آب باریکه به احتمال زیادی فاز جدیدی از برخوردهای مشابه ماههای قبل با جمعی از روزنامه نگاران، این مرغهای عزا و عروسی، در پیش است؛ گویا برای حذف یکی از کاندیداهای کلیدی جریان غیر اصولگرا( که د رحوزه ای میان هاشمی و مثلا ابراهیم یزدی در تلاطم خواهد بود) تصمیم به پروژه ای جدید گرفته شده است. امیدوارم در مورد این برنامه که بار دیگر سبب پرونده سازی ها و محدودیتهای جدید علیه روزنامه نگاران میشود زودتر از اینکه به سخنان رنج دیدگان گوش فرا داده شود اقدامی صورت گیرد تا شاهد یک مورد دیگر از زنجیره اعتراف گیریهای بی نتیجه و ... نباشیم.

لینک به جاهای بهتر:

دکتر یزدی با توپ پر و کراوات  آمد !

چرا فمنیسم در ایران همه گیر نمی شود؟

سو استفاده  سیاسی یک عضو هیات رئیسه مجلس از تجمع معلمان

رفع توقیف از نشاط ؛ شمس و لطیف باز میگردند؟

وقتی یک کاندیدا سر و گوشش بجنبد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1383/12/20ساعت 2:26  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

هميشه موثر

خبرنگار سیما در بخش خبری 20:30 خطاب به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام:"آقای هاشمی در رزوهای اخیر عده ای شروع به تخریب کاندیداها کرده اند نظر شماچیست؟" هاشمی با لبخند همیشگی:" این کار را نکنند. گناه است"

هاشمی مثل همه سالهای پس از انقلاب مهمترین "پرسش" درباره انتخابات شده است . هر کاندیدا و هر گروه سیاسی برای ورود به انتخابات ناگزیر باید ابتدا موضع خود را درباره کاندیداتوری احتمالی هاشمی روشن کند.

سابقه هاشمی و انتخابات ، به حیاتی ترین انتخابات تاریخ جمهوری اسلامی باز میگردد جایی که از میان تمام انقلابیون مطرح ساکن در حزب جمهوری اسلامی تنها او بود که کاندید عضویت در مجلس خبرگان قانون اسایس نشد و ترجیح داد در وزارت کشور بماند تا برگزاری انتخابات را سامان دهی کند. البته این مساله سبب موجی از حملات فزاینده گرروه هایی که بعدها به آرامی از صحنه حیات سیاسی ایران خارج شدند به وی وحزب مطبوعش شد؛ مهمترین محور حملات نیز حول اتهام تقلب در انتخابات می گشت ؛ مساله ای که با توجه به فضای غیر یکدست نیروهای حاضر در وزارت کشور و سایر نهادهای انقلابی در آن سالها کمی دور از ذهن به نظر می رسد.هاشمی البته پس از آن با همواره جز چند چهره اول جمهوری نوپای اسلامی بود و تا پیش از انتصابش به سمت رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام همواره بر مناصب انتخابی تکیه داشت.

عناوینی نظیر ریاست مجلس و البته پس از رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی؛ ریاست جمهوری برای دو دوره، همواره او را چهره اول انتخابات در ایران نگاه داشت. هاشمی حتی در پایان دوره دوم ریاست جمهوری اش نیز بر روند انتخابات تاثیر گذار شد. او در حالی که تریبونهای مختلف سعی داشتند نامزد اصلح را به خورد مردم بدهند صراحتا اعلام کرد احتمال تقلب در انتخابات آینده منتفی نیست، شوکی ناشی از این سخنان هاشمی به کلی شائبه ایجاد شده را از بین برد و با مواضع رهبر انقلاب در هفته پیش از انتخابات این دغدغه از ذهن هوادارن خاتمی رخت بست.

تهران- خیابان جردن

تجربه انتخابات

هاشمی بیش از تمام گروه های حاضر در صحنه انتخابات رقابت کرده است و رای گرفته است. پس نسبت به انتخابات نا آشنا نیست و البته با شیوه های رقابت و اثر گذاری بر فضای انتخاباتی نیز به خوبی آشنایی دارد.آنچه که تا کنون هاشمی در پیش گرفته است به خوبی نشان از نگاه جالب توجه کسانی است که در "اتاق فکر" ستاد او مشغول طراحی تاکتیکهای انتخاباتی اش هستند. هاشمی تا کنون به مثابه تجربه دوره پیش خاتمی خبرآمدن و یا نیامدنش را به تاخیر انداخته است و این باعث موضعگیری گروه ها و جریانات سیاسی در این مورد و باالتبع بر سر زبان افتادن حضور اوبا کمترین هزینه ممکن شده است؛ از سوی دیگر روزنامه های دوستدار هاشمی نیز تا کنون علی رغم اینکه در نظرسنجی ها هاشمی با فاصله خوبی در صدر است هنوزذوق زدگی ناشیانه ای را که هواداران ناطق نوری در انتخابات سال 76 از خود بروز دادند تکرار نکرده اند. همچنین نباید از یاد ببریم که این تاخیر باعث شده است هاشمی نسبت به خیلی مسائل تا کنون  موضع گیری نکرده و این نیز هرنوع احتمال تکرار انتخابات مجلس ششم را از بین برده و همه اینها پدر بزرگ انتخابات در ایران را در سایه اما پر رای نگاه داشته است.

سئوالات اساسی

اما مشکلات اصلی هاشمی پس از اعلام حضور احتمالی او آغاز می شود. مهدی هاشمی فرزند وی در مصاحبه ای با روزنامه "USA TODAY" به نکاتی اشاره کرده بود که بازتاب آنها در ایران هاشمی ها را به سرعت مجبور به عقب نشینی کرد.او گفته بود پدرش توان حل مشکل رابطه ایران آمریکا را داشته و تنها کسی است که می تواند قدرت رهبر درایران را محدود کند.این ادعاها البته بیش از هر چیز نوعی جلب توجه رسانه های غربی به سوی هاشمی احتمالا فراموش شده به نظر می آمد تا شعار انتخاباتی برای رای دهندگان ایرانی؛ چرا که هاشمی برای حضوری دوباره به شفافیت بیشتری نیاز دارد.البته د روهله اول به نظر می رسداین شفاف سازی وی تنها برای اقناع نخبگان سیاسی است و نه رای دهندگان عادی زیرا به دلیل توهمات ایجاد شده در مورد هاشمی وی تا کنون آرا "مفت و مجانی" خوبی در نظر سنجی ها به خود اختصاص داده است و سایر کاندیداها باید بیشتر سعی درتغییر نظر این بخش از آرا داشته باشند. اما نکته ای که موجبات امیدواری تحلیلگران را فراهم ساخته ریزش نسبی آرا هاشمی پس از افزایش تبلیغات کاندیداهای دیگر است که اگر ادامه یابد قطعا هاشمی را به صحنه هایی خواهد کشاند که پاسخ و یا عدم پاسخ او به هر سئوال می تواند سرنوشت متفاوتی را برای آرائی که به صندوقش ریخته می شود به دنبال داشته باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1383/12/18ساعت 12:44  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

در مورد ارتباط هاشمی و رسانه ها در هفته های اخیر نکانی مطرح شده است که کمی فضای مطبوعات را به هم ریخته است. خبر خریدن روزنامه نگاران و نفوذ گسترده در روزنامه های مختلف برای جهت دهی به سود عملکرد هاشمی از جمله این اتهامات است. این مساله تا جایی پیش رفت که صاحب وبلاگی با نام "چگونه زن شدم" اقدام به نشر حروف اول نام برخی از این افراد و حتی ارقام دریافتی آنها کرد. نیک آهنگ کوثر هم که پس از خروجش ازایران به کلی "اخلاق" را فراموش کرده است با عباراتی وقیح همکاران سابقش را خطاب قرار داد .

البته به نظر میرسد نگرانی از بازگشت به گذشته در صورت بازگشت هاشمی در این مساله بی تاثیر نباشد ؛ همچنین نگاهی توطئه محور به همه مسایل نیز در این قضاوتها بی تاثیر نبوده است.

مساله اولی که باید در نظر داشت این است که آیا گرایش فکری به مثبت بودن پیامدهای هاشمی به خودی خود می تواند سبب ایجاد حق برای ما برای حمله به دیگران شود یا خیر؟

در وبلاگ "چگونه زن شدم" ه طور مشخصی از محمود شمس و یا صادق زیبا کلام نام برده شده است. افرادی که همواره صراحتا از هاشمی دفاع کرده اند و تخطئه این افراد به نظر می رسد کمی دور از ادعاهای سر به فلک کشیده ما در مورد اصلاح طلبی باشد.

اما این مساله د رمورد سایرین کمی متفاوت است. مثلا شما نمی توانید همزمان در خبرگزاری "آفتاب نیوز" یک مسئولیت مهم داشته باشید و د رکنار ان در روزنامه کاندیدای سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت هم پست مهمی داشته باشید. صرفنظر از اینکه گرایش سیاسی شما چیست و همه به صدق شما باور داشته باشند، این امر کمی غیر متعارف به نظر می رسد.

همچنین برخی از روزنامه نگاران تند و دو آتشه این روزها در مظان اتهام!!! همکاری با ستاد هاشمی درکنار حضورشان در روزنامه های "آوانگارد"هستند؛ جدای از درستی یا ندرستی  این اتهامات به نظر می رسد تنها خرده ای که به این دوستان می توان گرفت این است با فرض تمایل قلبی خود به هاشمی حاضر نیستند هزینه حمایت خویش از وی را صراحتا بپردازند و تمایل دارند علی رغم گرایش خاص خود همچنان در فضای اصلاح طلبی دوآتشه بمانند.

اما مساله اصلی از اینجا شروع می شود که تمایل قلبی نیز وجود نداشته باشد و دوستان به دلایل "مادی" و خداپسندانه!!!  جذب اینکار شده باشند این مساله یعنی رواج "مرده شویی"،  در فضای امروزین جامعه ما معولا پذیرفته شده نیست و محترمانه ترین وازه برایش"نفاق" و دورویی است.

مایلم بیشتر توضیح دهم . اگر شما هدف و غرض اصلی  خود را ژورنالیسم محض قرار دهید هیچ انتقادی دیگر نمی تواند وجود داشته باشد همانطور که دکتر شکرخواه مدتی است با جام جم آنلاین خود د ردل مجموعه سیما پدیده ای نو در عرصه ارتباطات را پایه گذاشته است.

اما دوستانی که اصلاح طلبی رادیکالشان همه را کلافه کرده است حق ندارند مطالبشان را برای ستاد ویژه فکس بزنند و مزد بگیرند و هزینه اجتماعی ان را نپردازند.

دوستانی هم که در رسانه های معروف به حمایت از هاشمی کار می کند حواسشان باشد که علی رغم شناخته شده بودن انها به صدق و تعهد، چیزی را پایه ریزی نکنند که فردا دیگرانی سوارش شوند و بهره اش راببرند و گرنه من هرگز قصد توهین و یا ایراد اتهام به انها را نداشته ام . به هر حال برای همکارانی که بدون پرداخت هزینه می خواهند از اسب مراد "هاشمی" سواری بگیرند هم بزودی برنامه هایی در پیش دارم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1383/12/18ساعت 12:42  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

این تصویر و لینک ادامه آن را به نقل از سایت پیک ایران ببینید و خود قضاوت کنید که حق "بودن" این کودک به دلیل فقر مالی شدید خانواده اش چگونه به تاراج رفته است . او کرایه داده شده است تا معرکه گیر خوش سر و زبان از تن رنجور او و حق بودنش پولی به دست بیاورد. این هم ثمره بیست و اندی سال عدالت گستری!


عکسهای کامل (  1 و  2  )
 

+ نوشته شده در  جمعه 1383/12/14ساعت 17:36  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

 ۱-علی لاریجانی کاندیدای مدعی اصولگرایی در سخنانی گفته است هرگز از پخش فیلم کنفرانس برلین پشیمان نیست و "دانستن را حق مردم " می داند . لاریجانی زمانی که این سخنان را بر زبان می راند شاید از توزیع cdهای مونتاژ شده مستهجنی که به نام عملکرد وی در صدا و سیما در شهر قم توزیع می شد بی خبر بوده باشد؛ اما این درس تلخ زمانه به کسانی است که بر فراز آسمان پر ادعای اصولگرایی نخوت قدرتمندی بی ضابطه از ذهنشان نازدودنی شده است. روزگاری که با حمایت سازمانها ونهادهای زیر مجموعه محافظه کاران بر علیه محمد خاتمی کارناوال عصر عاشورا ره انداخته میشد و فیلم اغراق شده آن  حتا رهبر جمهوری اسلامی را به اعتراض واداشت قطعا محافظه کاران فکرش را هم نمیکردند که روزی همین بلا را نئومحافظه کاران تندرو بر سرخودشان بیاورند. کو پسر ندارد نشان از پدر!!

۲- چند کاندیدای به حاشیه رانده شده اصولگرایان که به طیف تندروتر محافظه کاران نزدیک ترند در اقدامی جالب از قیمومیت شورای هماهنگی شانه خالی کرده اند و خود مستقلا ائتلافی برای کسب قدرت ایجاد کرده اند؛ توکلی ،رضایی، احمدی نژاد قالیباف و احتمالا ولایتی عنوان کرده اند که خود در مورد اینکه کدامشان وارد شوند تصمیم گیری خواهند کرد و به نوعی ولایت شورای هماهنگی را رد کرده اند. رضا خاتمی چند هفته قبل گفته بود که محافظه کاران باید بپذیرند بدون قیم نمیتوانند به فعالیت سیاسی خود ادامه دهند و این گام کاندیداهای پرمدعای اصولگرایان را شاید بتوان نقیضی برای سخنان خاتمی بر شمرد اما نباید از یاد برد همانطور که در مطالب قبلی آب باریکه گفته شد احتمال اینکه پیش بینی رضا خاتمی درست از آب در بیاید بسیار زیاد است زیرا همچنان این احتمال که با قطعی شدن نظر شورای هماهنگی سایر کاندیداها با یک حکم خاص و بر اساس مصلحت به نفع رای شورای قیمومیت کنار بروند بسیار زیاد است.

۳- موفقیت معین در تبریز قابل توجه بود اما مساله که مرا نگران کرده است گرایش تدریجی وی به سمت شعارهای رادیکال است. وی تا ماه قبل از پاسخ دادن به سئوالاتی نظیر اینکه اگر شما به جای خاتمی بودید انتخابات مجلس هفتم را برگزار می کردید طفره می رفت و پاسخ آن را خلاف مصلحت سیاسی میدانست وحال رادیکال و از موضع اپوزیسیون منتقد می گوید من بودم برگزار نمیکردم! این مواضع شاید به مذاق رای دهندگان خوش بیاید اما موانع اساسی چنین ادعاهای در ساختار حاکمیت ایران بر فعالین سیاسی پوشیده نیست و این سخنان جز افزایش بی نتیجه سطح توقعات فزاینده نتیجه ای در بر نخواهد داشت وبیشتر حاکی از استیصال طرفداران حضور در حاکمیت در برابر منتقدان رادیکال آنها و صاحبان تز تحریم است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1383/12/13ساعت 23:8  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

1-   دوگانگی ها در ساختار قوه قضائیه بالا گرفته است . از یکسو نرمش شاهرودی در برابر پرونده وبلاگنویسها به مذاق "دیگران " خوش نیامده است و او را تحت فشا رقرار داده اند از سوی دیگر فردای روزی که علیزاده تاکید میکند با روزنامه نگاران برخوردهایی مشابه قبل نخواهد شد حکم محمد حسن علیپور مدیر مسئول نشریه توقیف شده آبان صادر شده و وی از فعالیتهای مطبوعاتی به مدت 2 سال محروم و به ۶ ماه حبس تعزیری ، معلق به مدت ۲ سال ، محکوم شده است. آخرین حضور مطبوعاتی وی در روزنامه توقیف شده جمهوریت بوده است .

تصویر حکم وی را مشاهده کنید:

             

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1383/12/12ساعت 1:0  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

viva foudamentalism

+ نوشته شده در  سه شنبه 1383/12/11ساعت 2:13  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

درمورد چند post قبلی وبلاگ نکاتی را خدمت بازدیدکنندگان عزیزی که از فرط"بیکاری" یک سری هم به ما میزنند ، عرض میکنم چون به نظر می رسد در برخی حوزه ها مفاهیم مورد نظر من به خوبی منتقل نمیشود:

1- در مورد مطلب "اندر باب میگساری" نظر دوستی که بدون توجه به تمام مفروضات من گفته بودند "عقل را زایل میکند" به کلی ناامید کننده بود. چون من تقریبا یک ساعتی وقت صرف کردم تا به دقت بگویم که در شرایط فعلی منع ظاهری و قانونی آن بیشتر به آنچه که ایشان به تبعیت از شریعت اسلام آن را زایل شدن عقل نامیده اند کمک میکند. بد نیست قبلا از اظهار نظر در مورد مطالب کمی تامل بیشتری صورت گیرد.

2- همچنین د رمورد مطلب "شیعیان دردنیای معاصر" دو رویکرد جالب وجود داشت یکی که با پذیرش قبح اینگونه آسیب رساندن به بدن نشر ان نادرست ارزیابی کرده بودند و مدعی بودند که این عمل "ابزار به دست عده ای دادن برای وهن تشیع و توهین به این مذهب شریف" بوده و همچنین د رکامنت دیگری گفته بودندکه به قول معلم شهید این کار بد دفاع کردن است.

د رمورد مپطالب ایشان چند نکته مهم وجود دارد :

الف- این عکس را بنده نگرفته ام بلکه در یک سایت پر بیننده شیعیان لبنان قرار داشتو به عنوان افتخار تشیع این عکسها د رآنجا قرار داده شده بود و این بدین معنی است که عاملان این عکس نه تنها آن را قبیح نمیدانند بلکه باعث افتخار و حتا هویت تشیع هم میدانند.

ب- به نظر من به عنوان کسی که دغدغه مذهب و دینم را دارم اشاعه ندادن و نقد نکردن این رفتار های مازوخیستی بیش از هر چیر وهن تشیع است اصلا همین که هی به هم بگوییم هیس به کسی نگو این وهن تشیع و در مقام بالاتر وهن ارزشهای بلند اخلاقی است که چشممان را به روی همه چیز ببندیم و بگوییم مصلحت نیست.

ج- فکر کنم منظور از معلم شهید شریعتی مرحوم باشد که البته من نفهمیدم چرابه ایشان لقب شهید داده شده است چون تا جایی که من میدانم هنوز دلیل اصلی مرگ ایشان مشخص نشده است . در ضمن من قصد دفاع از تشیع نداشتم بلکه قصد تحقیر این رفتارهای غیر انسانی در پوشش مذهب را داشتم. آقایی که در کامنت خود تاکید کرده اند در این مورد نباید سخن گفت حداقل از شریعتی مثال نیاروند که خود در نقد خرافه های مذهب در زمان خودش سرامد خاص و عام بود و دراین راه مرارتهای بسیاری تحمل کرد.

د- کسی که از شریعتی دم میزند و رگ گردنش ورم میکند یادش باشد که "یا مکن با پیلبانان دوستی   یا بنا کن خانه ای در خرد پیل" تعهد به شریعتی در در مقام سیره و روش او در احیای امر پیامبری در ایران معاصر راه سختی است و کارهر کسی نیست.

3- در مورد همین مطلب دوست دیگری مراحل پس از قمه زدن را تشریح کرده بودند و گفته بودند "بفاصله چند دقیقه بعد از حمام، فقط اثر قمه در سر می ماند و هیچ دردی ندارد و این نیست مگر عنایت آقا امام حسین " البته تجربیات شخصی ایشان بماند برای خودشان اما اول اینکه گفته بودند بسیاری از مراجع آن را جایز دانسته اند واقعا که باید گفت "بکوب بکوب همان است که دیدی! " مردمانی که برای ایجاد جرح و خود زنی هم به دنبال تایید گرفتن و کلاه بر سر خود گذاشتن هستند لیاقتشان همین سطح از درک و فهم اجتماعی است و حقا که همان احکام زکات بر کشمش و گندم و باشد روزی آقایان از تمام اسلام. در ضمن این امام حسینی که اینقدر بیکار است که یکی یکی بیاید و شکاف ناشی از برش قمه روی سر آقایان را شفا بدهد اگر در کربلا بود در سپاه یزیدیان بود و نه در قافله حسین بی علی که من میشناسم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1383/12/09ساعت 0:35  توسط روزنامه نگار بیکار 

1-     این تیتر روزنامه توسعه شما را یاد چه چیزی می اندازد؟ ما که کلی بادوستانمان د رتوسعه حال کردیم با این وضع احتمالا چند وقت دیگه بجای یک دانه آب باریکه ، دست نوشته های یک روزنامه نگار بیکار، هفت هشت تا " آب باریکه، دست نوشته های یک روزنامه نگار زندانی" اضافه خواهد شد (روم به دیوار بعد از 120 سال البته!!)

 

2-     چند روزی است از فرط بیکاری! نتوانستم آب باریکه را به روز کنم شرمنده شما و آب باریکه هم شدیم . به هر حال فعلا که همه کاره و هیچ کاره هستیم.

3-     آی...شمایی که فعال سیاسی هستید...آی شمایی که توی ستاد انتخاباتی این و آن جان میکنید ...آی ... معینی ها...آی کارگزارها... آی شیخی ها]منظور هواداران کروبی است.مترجم[ بروید این سئوالها را بپرسید و جوابش را برای من کامنت بگذارید:

الف- الان محسن آرمین و محسن میردامادی کجا هستند؟ با چه کسانی هستند ؟ هدف آنها از این سفر چه بوده است؟

ب- روزنامه جمهوریت صد بار بین کروبی و معین پاسکاری شده است . چرا اصلاح طلبان این دست و آن دست میکنند؟

ج- قضیه اینکه ستاد معین این قدر تعلل میکند و شکل و خوب سامان نمیگیرد و کلا هنوز برایند ندارد چیست؟ آیا قرار است اتفاقات جدیدی میان اصلاح طلبان بیافتد؟

توضیح: بنده هیچ قصد و غرض و مرضی ندارم اما بدجوری بوی بعضی اتفاقات نا مطلوب ما "بچه رادیکالها" در جبهه اصلاحات به گوش من خورده است و فعلا به همه مشکوکم! من شک میکنم پس هستم.

+ نوشته شده در  جمعه 1383/12/07ساعت 21:47  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

عکسهایی که این روزها در فضای مجازی از عزاداری های شیعیان در کشورهای شیعه نشین نظیر عراق ، پاکستان ، لبنان و حتا این اواخر افغانستان منتشر شده است بسیار مشمئز کننده است. پیام اصلی واقعه عاشورا کاملا به بوته فراموشی سپرده شده است. من قصد اصالت دادن به دستاوردهای دنیای مدرن را ندارم اما با این سطح از فهم و تفکر شیعیان در هیچ بخشی از آینده جهان نقش نخواهند داشت. این رفتارهای غیر انسانی که در کشورهای همسایه و در سالهای نه چندان دور در ایران دیده میشود که اوج  آن در قمه زنی و زنجیر زنیهای مازوخیستی بر بدن برهنه قابل مشاهده است در چه غالبی به جز فقر تعقل قابل سنجش است؟عکسی که می ینید نمونه ای از همین برخوردها است

تصاویر کامل

  البته این عکسها جای امیدورای کمی نیز نسبت به آینده برای من باقی گذاشت چرا که باز در ایران مشکلات ما دراین حوزه ها نیست و مساله قمه  زنی با مخالفتهای رسمی مراجع تقلید شیعیان در قم و مخالفت رسمی حاکمیت با فتوای آیت الله خامنه ای تا حدودی حل شده است هر چند خرافات و انحرافات در ابعاد دیگر آن گسترش دور از دست حاکمیت دارد، علم کشی تصاویر مجعول چندین متری از امامان شیعه ذکرهای شرک آمیز مداحان تازه به دوران رسیده و رفتارهای شبه بنیادگرایانه در هیاتهای حامیان این مداحان خود مشکلاتی در حوزه های دیگر است.

این روزها با خود می اندیشم این کجرویهای گاه آگاهانه تا کجا ما را خواهد برد؟ دیگر کار از دغدغه های نواندیشی دینی گذشته است. فقه پویا نیز کارکرد خود را از دست داده است و با این روند به طور کامل در انزوای خود خواسته در جهان مدرن ، که ناگزیر از رویارویی با آن هستیم، فرو خواهیم رفت. این فقه و این باورهای دینی اگر به "اجتهاد کلان" و نقد گسترده خود دست نزند هیچ جایگاهی در آینده مبهم خودش و جهان پیرامونش نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1383/12/04ساعت 0:30  توسط روزنامه نگار بیکار  |