|
اگر میهنم من را نمیخواهد من هم او را نمیخواهم، جهان فراخ است.( هوگو گروتیوس)
|
1- بسيار سفر بايد تا ...
سفركردن از هر نوعي در نوروز مفيد است به خصوص به استانهايي كه مورد رحمت «سفراستاني» قرار گرفتهاند. به هر حال براي آشنايي با ميزان توسعه آثار باستاني در استانهاي فوقالذكر سفر به آنها پيشنهاد ميشود.
تبصره: سفر به استان خوزستان به دليل آب وهواي نامناسب ناشي از انفجارهاي متعدد و بوي گوگرد توصيه نميشود. استان سيستان هم كه ... (خبر دوم را ببينيد)
2- بخوريد و بياشاميد و صله رحم را به جا بياوريد
ولي اين اقدام را در منزل اقوام به جاي بياوريد. توجه كنيد اولويت در ايستگاههاي نخستين با آجيل و شيريني است (در صورت مرغوبيت) در مورد ميوه هم زياده روي در خوردن موز به دليل سو هاضمه توصيه نميشود.براي رد گم كردن پوست پسته فندق و در موارد اضطرار تخمه را مثل بچه مثبتهاي ده يازده ساله به هبچ عنوان در بشقاب جلوي خود نريزيد. زير مبل بشقاب بقلي و جيب كت جاي مناسبي است. براي سر حال ماندن چاي را هيچوقت رد نكنيد مقداري كافئين در ميهمانيهاي بعداز ظهر كمك مي كند.
3- عيدي بگيريد...
اين مورد براي كودكان و نوجوانان و زوجهاي جوان! توصيه ميشود عيد ديدني را به بهانه تلويزيون و ماهواره از دست ندهيد. به كودكان خود بياموزيد با مبلغ عيدي هر مورد بازديد ميتوانند DVD هر كدام از فيلمهاي را كه نديدهاند بدون سانسور از فروشگاه طبقه پايين فوتكورن جام جم و خيلي جاهي ديگر خريداري كنند. توجه كنيد حداقل عيدي اسكناس آبي دوهزار توماني براي كودكان و نوجوانان است براي در معذور قرار دادن صاحبخانه يك اسكناس دوهزار توماني دست بچه بدهيد و به او بگوييد مرتب بگويد اين را از يك نفر ديگر در فاميل كه با صاحبخانه چشم و همچشمي دارد عيدي گرفته است.
4- كتاب هم بخوانيد
ويژهنامه روزنامهها و نشريات هم بد نيست اما كتاب يك لطف ديگري دارد. به نظر من داستانهاي كوتاه آمريكاي جنوبي(دوجلد) نشر ني، و كتاب اولويت ليبراليسم بر دموكراسي نوشته فريد ذكريا سردبير نيوزويك هم پيشنهادهاي خوبي هستند؛ هر چند دومي را هنوز نخريدهام.
البته فيلم هم ببينيد بد نيست، فيلمنامه كامل پدرخوانده 1و2و3 را فيلمنگار زده است و بهانه خوبيست براي اينكه اين سهگانه را يكبار ديگر ديد. شكارچي گوزن هم ديدني است، بدنام،طلسم شده و ربكاي هيچكاك را هم ببينيد. من كه اينها را گذاشتهام اين مدت، نگاهي بياندازم.
5- به ديدن گنجي برويد
قهرمان دوستان و قهرمان پرستان عزيز گنجي هم آزاد شده در كنار اينها اگر رسيديد سري هم به او بزنيد...
واقعا جسارت آقاي خاتمي در اين روزها مثال زدني شده است. در حالي كه دهها وعده سرخرمن در دوره ايشان درباره افشاكردنها و اعلامكردنها داده شد و ايشان همواره به دلايل گوناگون از زير بار مسئوليت مهم آن شانه خالي كردند. در صدمين روز سقوط هواپيماي حامل خبرنگاران ايشان حضور يافته و گفتهاند:« اگر در قدرت بودم مقصر را معرفي ميكردم »
آقاي خاتمي بي خيال اينقدر جسارت به خرج ندهيد هنوز افشاهاي مهمتري مانده، يادتان كه نرفته...!
اين يادداشت شهرام رفيع زاده درباره الهام افروتن و اعترافات رسانهاي!! اخير وي خواندني است. واقعا براي اين نماينده مردم كه مدير مسئول هم بودهاند و به دليل قانون مطبوعات عجيب غريب ما، فعلا مشغول طلب استغفار هستند متسفم. مديرمسئولي كه حكم اعدام را هم براي خبرنگارش كم بداند...
چد روز قبل كه افشاري و عطري در يك جلسه حاشيهاي در سناي آمريكا حاضر شدند خيلي با خودم كلنجار رفتم كه چيزي بنويسم يا نه و در نهايت به اين قناعت كردم اما پس از آنكه صحبتهاي دكتر شيرزاد و پاسخ رضا خجسته و يادداشت بهنود را ديدم دوباره فكرم درگير اين ماجرا شد.
براي دشت اول اين كامنت را در وبلاگ خجسته گذاشتم:
با سلام
اينكه هر نقدي را با نقد جواب دهيم امري بسيار متداول و حتي مباح است. آقاي خجسته اگر شيرزاد و دوستان حزبي اش هر اشتباهي كرده اند هر كوتاهي كرده اند؛ حق دارند صحبتهاي آن دو دوست قديمي شما حالشان را به هم بزند به هر حال الان و در شرايطي كه اوضاع مردمان ايران بدينگونه شده است سخنراني در جلسه هاي حاشيه اي سناي آمريكا كم از فروغ جاويدان در روزهاي خستگي سربازان اين مرز وبوم پس از هشت سال جنگ خانمانسوز ندارد. امرز پس از هشت سال هزينه اصلاح طلبي زمان رفتن در خط مقابل نيست. خجسته عزيز هر نقدي را به تندي پاسخ گفتن و مردار بيرون كشيدن از گور شايسته شما نيست.
به كامنتهاي دوست ديگرتان رضا دلبري نگاه كن به جاي انكه پاسخي دهد و نظرش را بگويد كامنت گذار ديگري را با بيان نام اصلي اش و اتهام اينكه نامش مستعار است انگ ميزند و...
رضا جان براي شما با اين همه سابقه و داعيه روزنامه نگاري شايسته نبود.
الان كه كامنت را ميبينم فكر ميكنم كمي گنگ شده است. مساله اصلي من اين بود كه خجسته به جاي آنكه درباره نفس عمل همكاران سابقش در تحكيم سخن بگويد به نقد اصلاح طلبان پرداخته و كه شما فلان بوديد و فلان. صرف نظر ازاينكه دوستانش چه بر سر تحكيم آوردهاند و باقي قضايا.
من همواره و از روزهاي اول منتقد تحكيم و عملكرد دانشجويان بودم؛ مطالب و نقدهاي خجسته را هم مرتب ميديدم اما او درتريبوني بود و از موضعي كه بزرگان اصلاح طلب هم لزومي براي پاسخ نميديدند چه برسد به من كه دنبال كننده سادهاي بودم. لحن نقدهاي وي غالبا از روي عصبيت بود و به همين دليل كمتر مورد توجه قرار ميگرفت.
نكته ديگري كه در مورد اين دوستان به نظرم رسيد اين بود كه عملكرد خودشان را نگاهي كنم. براي نمونه سري به سايت معروف رفراندوم زدم تا ببينم چه خبراست و امضاهايشان چند تا شده است. پاسخ اين عبارات بود:
با توجه به تغييراتي که قرار است در سايت شصت ميليون دات کام متناسب با
مرحله نوين جنبش رفراندوم بوجود بيايد ،
اين سايت تا اطلاع ثانوي تعطيل است
خب! دوستان آقاي خجسته ظاهرا دكان رفراندوم را تخته كردهاند تا ببينند سرنوشت پرونده اتمي و تحريمهايي كه آن را لازم ميدانستند به كجا ميانجامد. به هر حال دوستاني كه اين همه جوالدوز به اصلاح طلبان حكومتي ميزنند براي رضاي خدا خواهشمندم التماس ميكنم يك سوزن كوچك به خودشان بزنند.
باقي حرفها باشد براي فرصتي ديگر...

چنی گفته که ایران با اهداف هسته ای اش جهان را به مبارزه طلبیده است.
چنی که در لابی بین المللی حامی استرائیل سخن میگفته تاکید کرده که ایران اگر بخواهد از موضع کنونی سخن بگوید با برخورد جدی جامعه جهانی روبرو میشود.
نکته جالبشش این است که مقامات آمریکایی بدون توجه به روند پرونده مرتبا از سلاح هسته ای سخن میرانند در حالی که همه میدانیم در گزارش البرادعی آمده بود همچنان سئوالهایی درباره ایران وجود دارد.
به هر حال اینکه پگونه این تبلیغات آمریکاییها موثر شده است را به نظر من در گویش و کردار مقمات ایرانی باید جستجو کرد که سبب شده بهانه برای تبلیغ علیه اهداف ایران به دست بیاید. در زمان دولت پیشین اگرچه به طور کامل روند مذاکرات به نفع ما نبود اما دست پایین با این لحن باایران سخن گفته نمیشد. برای نمونه روشنتر، سخنان تونی بلر پس از آنکه احمدی نژاد از محو اسرائیل سخن گفت قابل بررسی است آنجایی که بلر گفت: فرض کنید دولت ایران با چنین تفکری صاحب سلاح هسته ای شود.
محرمانه و مهم
نکته دیگر اینکه آنهایی که تحلیل میکردند که دولت ایران با حاد کردن پرونده هسته ای به دنبال جلب حمایت مردم از حاکمیت است این را هم بدانند که در یک نظرسنجی محرمانه که روزآنلاین نقل کرده 69 درصد مردم پرونده هسته ای را ملی نمیدانند:
«این گزارش که مهر"محرمانه" بر آن خورده توسط مرکز نظرسنجی يکی از خبرگزاری های رسمی کشور تهيه شده و طبق نظرسنجی هائی نتيجه گيری شده که در ماه های دی و بهمن صورت گرفته و در آن ٨٦ درصد مردم گفته اند انرژی هسته ای ارزش جنگ را ندارد.
علاوه بر اين طبق اين نظرسنجی محرمانه اقوام مختلف ايرانی موضوع اتمی را مسأله اول خود قلمداد نكردند. ٩٤ درصد عربها در خوزستان و ٩١ درصد كردها در كردستان در اين نظرسنجی گفته اند كه پرونده هسته ای موضوع اصلی آنان به حساب نمیآيد. همچنين طبق اين نظرسنجی ٩٨ درصد مردم ايران معتقد هستند پرونده هسته ای در نهايت به مواجه نظامی ايران و امريكا كشانده خواهد شد و در همين حدود به سئوال آيا در صورت حمله نظامی آمريکا ايران به سرنوشت عراق دچار خواهد شد، پاسخ مثبت داده اند. در اين پژوهش همچنين آمده است كه تنها ٢٨ درصد ايرانيان از حمله امريكا ترس و نگرانی دارند در ادامه اين گزارش پرسشهائی درباره توانائی احمدی نژاد برای حل مشكلات روزمره مردم مطرح شده است كه تنها ١١ درصد مردم ايران گفته اند دولت احمدی توانائی حل مشکلات روزمره آن ها را ندارد.»
این دو تا بچه حسابی گند زدند واقعا ناراحت کننده است که آدمهای کم ظرفیتی مثل اینها از دل تحکیم بیرون آمده اند.
آقای عطری، آقای افشاری متاسفم ... اینجا را ببینید
ایران در این روزها تبدیل به مهمترین چالش جهانیان شده است. شهروندان کشورهای شمال که تا دیروز غصه بن لادن و صدام را داشتند امروز شادمان و خرم پای گیرنده های ماهواره ای نشسته و دادگاه صدام و سفر بوش به افغانستان را تماشا میکنند و ملالی ندارند جز ایران!
انرژی هسته ای حق مسلم ماست، چه کسی تردید دارد؟ اما نباید فراموش کنیم که ما حقوق دیگری هم داریم که الان در خطر هستند، ما علاوه بر حقمان در بحث فنآوری هسته ای تکالیفی هم در قبال تعهدات جهانی داریم. مگر نه اینکه پشت هر حقی تکلیف متقابلی وجود دارد؟
سخنان هاشمی که معمولا سیاستمداری محتاط است درباره اینکه مسئولان خودشان و مردم را به دردسر نیندازند، هم در جای خودش نشانی از عمق اتفاق ناخوشایندی است که در راه داریم.
سیاستمداران امریکایی که نشان داده اند زمانی که تصمیمی اتخاذ میکنند منتظر نهادهای بین المللی نمی مانند اینبار گوشه کنار گفته اند که کشورهایی که نگران خطرهای ایرانند منتظر اجماع و تصمیمهای بین المللی نشوند. رایس هم اخیرا گفته که امریکا در محدوده تصمیمهای سازمان ملل باقی نخواهد ماند.
درباره تصمیمهایی که درباره ایران گرفته خواهد شد (توجه کنید کارمان به جایی رسیده که قرار است برایمان تصمیم بگیرند) سخن بسیار است اما به نظر میرسد وضعیت لغزنده تراز آنی است که فکر میکنیم. به هر حال احتمال تحریمهای دیپلماتیک نظیر محدود شدن رفت و آمد مسئولان ایرانی به خارج از کشور، منع ورود بنزین به ایران و منع خرید نفت ایران از گزینه های مطرح شده است.
اما همه اینها به کنار هر اتفاقی بیفتد ضرر فشار حداکثری بر مردم خواهد بود زیرا قطع درآمدهای نفتی برای اقتصادی که وابسته به درآمد بدون کار تولیدی است به معنای شوک اساسی است.
دوست نداشتم این جمله را بگویم اما تاوان دموکراسی برای جوامعی که سرانه درآمد شهروندانشان از یک حداقل قابل قبولی پائینتر است و عوامل اقتصادی و مساله معاش مساله اصلی و شاید تنها مساله بیشتر مردم آنهاست دموکراسی سم است.
ایرانیان هزینه انتخاب دولت آرمانگرای اسلامی را میپردازند که قرار بود پول نفت را بر سر سفره ها بیاورد اما تا کنون توفیقی در حداقل وفاداری به شعار انتخاباتی اش نداشته است.
رویترز، وین: گفتگوی قدرتهای اتحادیه اروپایی و ایران در روزهای پیش از نشست شورای حکام بدون توافقی طرفین در روز پنجشنبه پایان یافت.
پس از این نشست بلندپایه میان میان فرانسه، بریتانیا، آلمان، و ایران فرانک والتر استینمیر وزیر امور خارجه آلمان گفت که طرفهای ایرانی ایده جدیدی درباره چگونگی کاستن از نگرانیها درباره جستجوی سلاحهای اتمی از سوی ایران نداشتهاند.
استینمر در یک کنفرانس خبری افزود:«متاسفانه امروز نتوانستیم به توافقی دستیابیم» ادامه