تبليغاتX
آب باریکه
اگر میهنم من را نمی‌خواهد من هم او را نمی‌خواهم، جهان فراخ است.( هوگو گروتیوس)

مهندس موسوي خوئيني در زندان است. اين جمله ظاهرا تكراري از 22 خرداد ماه تاكنون بارها نقل شده است. موسوي خوئيني نماينده مجلس ششم بود  همه كساني كه اخبار مجلس ششم را دنبال مي‌كردند به خوبي فعاليتهاي وي براي تعطيلي بازداشتگاههاي غيرقانون ينهادهاي نظامي و امنيتي را به ياد دارند كه الحق بسيار فعاليت به جا و اثرگذاري بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/29ساعت 11:47  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

برای یک روزنامه‌نگار کمتر پیش می‌آید که فرصتی نظیر 36 روز جنگ تمام عیار همراه با لفاظی‌ها و خبرهای حاشیه‌ای آن را گزارش کند. ولی من این فرصت را یافتم و اتفاقا چیزهای خوبی یاد گرفتم. اما همه اینها مانع از آن نمی‌شود که ضایعه انسانی و اخلاقی جنگ را یادم برود.
خیلی وقتها از خودم می‌پرسیدم ما باید طرفدار کی باشیم؟ به عنوان یک ایرانی، یک انسان و یا یک مسلمان... وقتی خبر تنظیم و ترجمه می‌کنم اما ماجرا سخت‌تر است آنجا که خبر کشته‌های یک طرف را می‌توانی با جزئیات بنویسی و طرف دیگر را باید با احتیاط نقل کنی ... خودسانسوری شایع‌ترین مساله‌ای است که مخصوصا در حال جنگ گریبان روزنامه‌نگاران را می‌گیرد و ربطی هم به ایران و غیر ایران ندارد.
در این روزهایی که جنگ تمام شد همواره این سئوال طرح شده است که چه‌کسی برنده جنگ بوده است. سئوالی که هم در تایم مطرح شد و هم در سرمقاله شرق و هم در لبنان و هم در کیهان و هم در کاخ سفید.
اما من وقتی این عکس فوق‌العاده را در بخش اخبار یاهو دیدم و لبخند این سرباز ارتش لبنان را که پس از چهل سال وارد جنوب لبنان شده است، ناخودآگاه این سخن سر زبانم آمد:
 لبنانی‌ها بردند . . .

+ نوشته شده در  جمعه 1385/05/27ساعت 22:21  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

"آه چه دوزخى كه مردى به اميد عفت و پاكدامنى همسر شرعيش،
يك روسپى را در آغوش بگيرد"
برگرفته از "دزدمونا در سه کشو" - ماهنامه كارنامه - شماره آخر

درباره كارنامه:
"دزدمونا در سه كشو " داشتاني كه سبب لغو امتياز ماهنامه كارنامه شد
خبر توقيف كارنامه در كيهان
خبر لغو امتياز كارنامه در ميراث

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/05/25ساعت 16:12  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

به لید خبر خبرگزاری مهر درباره سفر رئیس جمهور به اردبیل توجه کنید:
"مردم غیرتمند استان اردبیل در مراسم سخنرانی دکتر احمدی نژاد با سردادن شعارهایی چون "صل علی محمد بوی رجایی آمدپیروزی حزب الله را به رئیس جمهور تبریک گفتند"
به نظر شما این مساله به شقیقه چه ربطی دارد؟
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/24ساعت 18:56  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

ظاهرا قرار شده آقا کلهر معاون رسانه ای و تبلیغاتی دولت شود. سئوال این است که آیا دولت بنگاه تجاری است که معاون تبلیغاتی داشته باشد؟ به ویژه آنکه جواد شمقدری نیز قرار است ایشان را "در ساخت برنامه های تبلیغاتی تلویزیونی همراهی کند" و این خودمانی اش یعنی دولت گزارش آگهی میسازد که در نوع خود قابل توجه است. اصل خبر اینجا
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/23ساعت 18:45  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

خبرگزاری مهر خبر داد که همایش رابطین استانی بنیاد دعبل جزاعی  برگزار میشود اینجا
ممکنه یک نفر بگه که اینبیناد چیه و چیکار میکنه؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/23ساعت 18:39  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

گفته مي‌شود قرارداد صادرات گاز كشورمان به كشور چين كه داراي ارزش 100 ميليارد دلاري است به يكي از مشاوران رييس‌جمهور واگذار شده است. اين قرارداد كه  NIOCLNG  نام دارد بزرگ‌ترين قرارداد صنعت نفت و گاز كشور است كه در طول تاريخ كشورمان قرارداد بي‌سابقه‌اي محسوب مي‌شود.
منبع:روزنامه سرمایه به نقل از روزنامه خراسان

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/23ساعت 17:56  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

"شادي پريدر" استاد بزرگ شطرنج ايران به ايسنا گفته:

" تا زماني كه افرادي مانند مادر آتوسا پوركاشيان كه در اعزام‌هاي فدراسيون تاثيرگذار هستند، در فدراسيون حضور داشته باشند به دنياي شطرنج بازنمي‌گردم" مصاحبه‌باايسنا

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/23ساعت 14:33  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

گزارش خواندني سرمايه درباره امكانات اندك سازمان مراتع و جنگلها و محيط زيست براي مقابله با آتش، به بهانه آتش سوزي جنگل گلستان:

بيل، تنها وسيله مهار آتش در سازمان محيط‌زيست
...در حال حاضر نيروهايي كه از اين منطقه حفاظت مي‌كنند حدود 35 نفر هستند در حالي كه طبق استانداردهاي جهاني بايد حداقل 100 نفر از چنين مساحتي حفاظت كنند. از سوي ديگر اگرتجهيزات لازم براي مهار آتش از قبيل، هلي‌كوپتر و آب‌پاش در اختيار اين سازمان قرار داشت آتش‌سوزي در اين حد گسترش پيدا نمي‌كرد و خيلي سريع‌تر مهار مي‌شد ... متن كامل

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/23ساعت 13:25  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

يعني به نظر شما پس از اين همه مانع‌تراشي وزارت كار بر سر راه انجمن صنفي، خبر خبرگزاري مهر مبني بر شركت اين استاد و ايشان در مراسم نهادي جعلي انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان و در كنار صفارهرندي صحت دارد؟
پ .ن :خبر اصلاح شده مهر

+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/21ساعت 15:5  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

 ( نقدی بر نوشته‌ اخیر الپر با عنوان : مشارکت در سن رشد  )

 

امسال سفری چند روزه به شمال کشور سبب شد به سادگی پس از شش سال فعالیت مستمر که نیمی از آن مستقیم و در باقی سالها غیر مستقیم به حزب مشارکت نزدیک بودم تمام اخبار و حواشی کنگره اخیر مشارکت را از دست بدهم.

امشب وقتی وبلاگها را دور می‌زدم نوشته‌های الپر توجهم را جلب کرد، الپر هم در این سالها همواره دوروبر حزب بوده اما در آن چند سالی که ما فعال بودیم در شاخه جوانان خبری از الپر نبود و در سایر بخشها هم اگر بود من یادم نیست.

الپر در پست قبلی وبلاگش حرفهایی زده که قابل توجه است. یعنی از موضع یک نیروی حزبی دارای علاقه به مجموعه قابل توجه است. بخشهایی از سخنان این دوست عزیز و موعظه‌های مدرنش، مرا برآن داشت تا نکاتی را توضیح دهم:

 

1-       نمی‌دانم در سالهای 80 تا 82  الپر نسبتش با حزب چگونه بود، اما امروز که سه سالی از دوری مطلق من از حزب می‌گذرد و این نوشته‌ها را از الپر می‌خوانم، برایم روشن است که در سالهایی که گذشته تغییر زیادی در حزب ایجاد نشده است. هنوز هم همان اختلافها و کمبودها و سیاستهای عجیب و غریب وجود دارد و ما خوشبینانه می‌شنویم که «دبیرکل عوض می‌شود، تشکیلات بازسازی می‌شود، استراتژی و تاکتیک‌ها و مشی سیاسی بازبینی می‌شود، آدمها و نقش‌ها و چهره‌ها و حرفها عوض می‌شوند، اما مشارکت می‌ماند تا کار حزبی بماند و نگاه مدرن به سیاست نهادینه شود»

2-       به عقیده من همین دید که مشارکت نماد کلیدی نگاه مدرن به سیاست دانسته شود آفت اصلی کار سیاسی نزدیکان جبهه مشارکت و از جمله خود ما ( من، ایشان، ایشان و ایشان و چند ایشان دیگر) بود که فکر می‌کردیم در آسمان تحزب ایران روزنه‌ای گشوده شده و حزبی بیرون افتاده...  امروز بعد از هشت سال همان حرفهایی را الپر میزند و سربسته از همان مشکلاتی سخن می‌گوید که سال 82 سرفصل نامه‌‌ایی شد به قلم من و تائید سایر دوستانم و مسبب جدایی اکثریت ما از مجموعه شد و امروز بعد از سه سال شاید سخن گفتن از آنها برای یادآوری الپر و بعضی‌های دیگر که از راه رسیدند و عضو کمیته‌ها و گروه‌های مختلف حزب شدند بد نباشد.

3-       اولین مساله برخوردهایی بود که زمینه‌ساز استعفای جمع ما شد. ما چندنفری بودیم در یکی از حوزه‌های تهران جبهه مشارکت که با توجه به ضعف ساختاری حزب برای ارتباط منسجم تشکیلاتی، نبود خط فکری و سازمانی مشخص، نبود برنامه مدون آموزشی و ... به صورت مستقل و در چارچوبهای ذهنی که از حزب می‌شناختیم، فعالیت‌هایی را سامان دادیم. این فعالیتها جنبه‌های گوناگونی داشت. مهمترین شاخه‌ آن، دیدار با چهره‌های گوناگون سیاسی و اجتماعی بود و طیف گسترده‌ای را از سرویس سیاسی کیهان تا دکتر پیمان و مهندس سحابی در برگرفت. مساله‌ای که ظاهرا نباید محل اشکال باشد، اما این دیدارها به مرور زمان سبب ایجاد مقاومت‌های ناآشکاری در حزب شد. البته در ان موقع هنوز ژست نزدیکی به اپوزیسیون قانونی و کلاسیک در حزب باب نبود و فکر کنم یکی دو سال بعد بود که حتی شکوری‌راد هم با دکتر پیمان عکس یادگاری گرفت. به هر حال همین اتفاق ساده آشنایی با تفکرات گوناگون در این حزبی که به قول الپر برخی اعضای آن تازه در «این روزها» در فکر این هستند که «که آیا استراتژی ما در یک سال (بلکه چند سال اخیر) درست بوده و آیا مسیری که می‌رویم درست است؟» سبب شد که در مراحل بعد جلوی ارتقا طبیعی جایگاه بچه‌ها در حزب از سوی کادرهای میانی گرفته شود.

4-       نکته دوم که سبب‌ساز استعفای دسته‌جمعی ما از حزب شد مساله خیلی ساده‌ای بود. اولین مجمع عمومی شاخه جوانان حزب برگزار شد و ما با هزار دعوا و آبستراکسیون و تشکیک و ... چند بند دموکراتیک برای اصلاح ساختار شاخه جوانان تصویب کردیم. نتیجه چه شد؟ شورای مرکزی شاخه جوانان در شانزدهم مهر همان‌سال جلسه گذاشت و مصوبات این ژست دموکراتیک را معلق کرد و از ارائه آنها به کمیته تشکیلات خودداری کرد. الپرجان، اگر خواستی نام افراد حاضر در جلسه و کپی صورت جلسه را برایت می‌فرستم. شاید بگویی خوب که چه؟ راحت بگویم ظرفیت رفتارهای دموکراتیک در حزب وجود نداشت و هنوز هم ندارد.

5-       نکته سوم این بود که سیستم حزب، که شامل همه نیروهای آن است، ما را یاغی خواند، یکی از اعضای وقت شورای مرکزی که امسال کناره‌گیری کرد به بچه‌های شاخه جوانان استانها گفت آنها شیطنت کرده‌اند. الپر عزیز ما آن روز با یک دنیا انرژی بیشتر از انرژی امروز تو، پشت درهای این حزبی که امروز علیرغم توصیه حجاریان «به ورطه نوپیری» افتاده است ماندیم. به ماگفتند یاغی و به همین راحتی هر جا که شد بر روی نام ما قلم کشیدند که مبادا کارها به دست یاغی‌ها بیافتد. جزئیات برخی دیگر از این حذفها را از مجید فراهانی بپرس، اگر وقت داشته باشد برایت مفصل تعریف می‌کند. راه دور نرویم دبیر سابق شاخه جوانان، که خیلی زیاد توسط هم‌حزبی‌های امروز شما بازی گرفته شده‌ و هنوز هم خودش را دشمن ما می‌داند، از این قصه‌ها زیاد دارد.

6-       ما بالاخره نامه‌ای نوشتیم که قرار نیست منتشر شود و از روز اول قرارمان هم همین بوده است. خطاب نامه اول به سعید حجاریان است و بعد باقی حزب، البته سرفصلهای کلی‌اش را بد نیست یادآوری کنم: الف- خطاب به حجاریان: هشدار نسبت به اینکه با وجود هشدار وی حزب به کمباینی برای دروکردن آرا جوانان تبدیل شده است ب- هشدار به دبیرکل بابت نگاه چلچراغی ایشان به جوانان و اینکه این نگاه جواب نمی‌دهد و در بلند مدت ظرفیت جذب ندارد ج- هشدار به شورای مرکزی درباره اینکه رویکرد فکری روشنی بر حزب حاکم نیست د- انتقاد نسبت به عملکرد معلق و نا معلوم کمیته آموزش و بندهایی که برای گفتن به همه نوشته نشده بود. سئوال من از الپر این است که کدام یک از این انتقادات بیراه بود و کدامیک الان حل شده است؟

7-       الپر عزیز ما نامه‌مان را که سند یاغی‌گری‌مان شد با درددلی با سعید حجاریان آغاز کردیم چون معتقد بودیم که هشدارهایش درباره وضعیت حزب و مسائل آن جدی است و امروز اگر شما لطف کنی لینکی پیدا کنی برای خوانندگانت به آن پیام معروف سعید حجاریان (اصلاحات مرد، زنده باد اصلاحات) در شهریور 82 به نشست شاخه جوانان حزب که تشویق ممتد جوانان را به دنبال داشت و حملات زیادی به آن شد، و از مسئولین حزب بخواهی نگاهی به آن بیاندازند، گیر خیلی از مشکلات مشارکت حل می‌شود.

الپر عزیز، حرفهای زیادی مانده که مطمئنم تو می‌دانی چیستند. اینها هم که گفتم درددلهایی بود که سالهاست مانده مثل همان نامه که دفتر سیاسی هیچگاه به نقدهایش پاسخ نداد. (ادامه دارد اما نمیدانم چه زمانی بخش دیگرش را منتشر می‌کنم)

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/21ساعت 1:11  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

قاب عکسی در زیر زمین منزل دکتر پیمان نصب شده که این شعر روی آن نوشته شده:

اندرین زندان من امشب شمع من

دست خواهم شستن از این زندگانی

تا که فردا همچو شیران بشکنند

ملتم زنجیرهای بندگی

+ نوشته شده در  جمعه 1385/05/20ساعت 21:55  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

گزیده‌اي از سخنان سعيد حجاريان در همايش ايران يكصدسال پس از مشروطه:
"اولين تكليف مشروطه حاكميت قانون است؛‌دومين تكليف حاكميت قانون است"... "مصدق مشروطه طلب واقعي بود كه با رويكرد تفويض اختيارات شاه، مشروطه را زنده كرد" ... "امام خميني با برگزيدن پسوند اسلامي بدنامي تاريخي جمهوريت در ميان طبقه روحاني را تلطيف نمود."

مشكلات مشروطه:

1-       فقدان طبقه خودآگاه در برابر استبداد

2-       فقدان استبداد منور

3-       وضعيت اقليمي نامناسب و نبود مازاد توليد كشاورزي، فساد دربار و ناامني زندگي درباري

4-       دخالت دولتهاي خارجي

5-       نبود جنگ بيروني قوي كه سبب ايجاد طبقه اشراف زمين‌دارشود و همچنين كشف نفت كه جلوي ايجاد فئوداليسم را در ايران گرفت

كاملتر در اينجا و متن كامل كامل ان‌شاالله در كتاب مجموعه مقالات  (سايت همايش )

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/15ساعت 20:3  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

اخبار مربوط به جنگ لبنان واسرائیل و یا به عبارت واضح‌تر حزب‌الله و اسرائیل این روزها تیتر یک رسانه‌های مهم جهان است. طرفین جنگ،بدون اینکه بخواهم ارزشگذاری کنم، با توجه به نفوذ رسانه‌ای خود اخبار دلخواه را منتشر می‌کنند. اخبار کشته‌های طرفین ومیزان خسارت‌های هرکدام به سرعت از سوی طرف مقابل اعلام می‌شود اما  . . .

با وجود پوشش خبری گسترده در شبکه‌های تلویزیونی و تلکس‌های خبری باز هم در مورد خبر واقعی و اصل رویداد کمبود احساس می‌شود آنان‌که در لبنان حضور یافته‌اند و فضا را دیده‌اند، از میان همین بچه‌های روزنامه‌نگار خودمان، روایت متفاوتی از لبنان دارند که با تصویر ارائه شده از سوی طرفین درباره فضای موجود یکی نیست. باید واقعیات جنگ را از زبان مردم درگیر در آن و نه سیاستمدارنی که در تونل‌های زیرزمینی ویا کاخ‌های مطمئن دور از برد موشک‌های رقیب آرمیده‌اند روایت کرد.

عزیزی که این روزها برای النهار می‌نویسد به ابوذر گفته‌بود که این روزها بیروت، آن بخش‌هایی که سالم است، بوی تعفن می‌دهد بیست روز است که هیچ فعالیت بهداشتی در سطح شهر انجام نشده، زباله‌ها خیابان‌ها را فراگرفته‌اند. موش‌ها در خیابان فراوان شده‌اند و عروس خاورمیانه در نزدیکی بحران انسانی قرار دارد.به اینها یک میلیون اواره را بیافزایید و پل‌هایی که به احتمال آنکه مهمات از آنها ترانزیت می‌شده است خراب شده‌اند. برای ما که اهل خبر هستیم این روزها سخت‌تر هم هست. به کدام منبع خبری اطمینان کنیم؟ کدام یک، نه تمام واقعیت که بخش بیشتری از آن را درخود پنهان کرده‌اند؟ کدام یک فراتر از دایره ایدئولوژی خبر می‌دهند؟ پاسخم را نیک میدانم «جهان به مثابه ایدئولوژی» است و خارج ازدایره بسته ذهنیت‌ها تصمیم گیری وجود ندارد.BBC شعارش را دقت، انصاف و بی طرفی قرار داده است دوتای اول را می‌توانیم رعایت کنیم اما همواره در تضاد بی طرفی ماندگاریم .

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/14ساعت 17:52  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

به اين جمله ملك عبدالله دوم پادشاه اردن توجه كنيد و آن را به خاطر بسپاريد:
"ادامه جنگ در لبنان موضع گروههاي راديكال در جهان عرب را تقويت و ميانه‌روها را به كنار مي‌زند. جهان عرب امروز به حزب‌الله به چشم يك قهرمان مي‌نگرد" (منبع: آسوشيتدپرس)

+ نوشته شده در  جمعه 1385/05/13ساعت 15:6  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

در مورد اين اتفاقي كه براي روزنامه‌نگاران روي داده و اين سخنان آقاي رئيس، بايد بگويم اگر دوستان روزنامه‌نگار كمي مي‌جنبيدند و اگر درهمان مرحله دوم حضور مي‌يافتند و اگر به اين ليستهايي كه آماده كرده‌بودند راي مي‌دادند و اگر ... و امان از اين اگرها ...

+ نوشته شده در  جمعه 1385/05/13ساعت 13:30  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

Love is an exploding cigar we willingly smoke.     Lynda Barry
+ نوشته شده در  جمعه 1385/05/13ساعت 13:12  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

با وجود محدوديتهاي جديد وزارت کار براي انجمن صنفي فکر کنم به بيشتر اعضاي اين ليست راي بدهم. البته جاي علي ربيعي در اين ليست خالي هست:

لیست روزنامه نگاران اصلاح طلب برای انتخابات هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران به ترتیب حروف الفبا:

1- کریم ارغنده پور
2- احمد زیدآبادی
3- سیدابوالحسن مختاباد
4- بدرالسادات مفیدی
5- آرش حسن نیا
6- محمود(ماشاءالله) شمس الواعظین
7- رجبعلی مزروعی

همچنین لیست روزنامه نگاران اصلاح برای انتخابات بازرسان انجمن صنفی به ترتیب حروف الفبا:

1- وحید پوراستاد
2- محمدرضا عدل
3- عذرا فراهاني

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/12ساعت 18:17  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

خبر ویژه امروز کیهان:

يك مقام آگاه خبر داد رامين جهانبگلو كه به اتهام فعاليت عليه نظام جمهوري اسلامي ايران در بازداشت به سرمي برد، به تازگي اعتراف كرده كه وظيفه راه اندازي يك شبكه وسيع تحت «وب» را براي جمع آوري اطلاعات طبقه بندي شده از جريان ها، گروه ها و عناصر فعال سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي برعهده داشته است.
وي فاش ساخته كه درصدد اجراي طرح شبكه جاسوسي «سايبر» به نام  C.E.S در ايران بوده و گروهي از روزنامه نگاران سايبرنتيك، فعالان اينترنتي- ايراني در ياهو، گوگل و مديران چندين سايت فيلتر شده را براي اين كار ساماندهي كرده بود.
اگر چه هم اكنون كميته هاي ويژه جرايم اينترنتي و رايانه اي تشكيل شده اند اما اعتراف جهانبگلو، ضرورت اتخاذ تدابير ويژه براي جلوگيري از اجراي اين گونه طرح ها و برنامه هاي جاسوسي را دوچندان مي كند
.

چند سئوال و يك پيشنهاد:
۱- كدام جاسوس احمقي اطلاعات طبقه‌بندي شده را جمع آوري كرده و بعد تحت وب منتشر مي‌كند؟
۲- با توجه به اينكه هر واژه خارجي نشانگر جاسوسي نيست بد نيست دوستان كيهاني مي‌گفتند C.E.S  يعني چه؟
۳- فعالان اينترنتي- ايراني به چه معناست؟ آيا گروه جديدبراندازي مثل ملي-مذهبي ها  هستند؟
۴- فعال بودن در ياهو و گوگل چه نوع جرمي است؟ 
۵- كيهان بايد يك كارشناس فناوري اطلاعات براي جعل خبرهاي امنيتي استخدام كند. فكر نكنم براي يك نفر مشكل مالي داشته باشند. البته براي اينكه موازي كاري نشود از اين همكارانشان هم مي‌توانند مشاوره بگيرند مخصوصا نفر اول.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/05/11ساعت 13:46  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

من سمپاتي به زرافشان ندارم اما سخنان اخير او درباره فخراور خواندني است : اينجا
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/08ساعت 22:32  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

عجب ضرب‌المثل خوبيه اين كه تركها مي‌گن:  "گوزل باخماخ ثواب ده "
با تشكر از نماينده ترکهای وبلاگ‌نويس

+ نوشته شده در  جمعه 1385/05/06ساعت 16:47  توسط روزنامه نگار بیکار  | 


پتيشن حمايت از شهروندان لبناني

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/03ساعت 10:43  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

تلفن همراهم زنگ زد،‌شماره كاشي 125 بود:

بله؟

آقاي ...؟

بله بفرمائيد

ببخشيد آقاي دكتر معين روز ... ساعت ... با وبلاگ‌نويسان نشست دارند. شما هم تشريف بياوريد

...

 به نظر شما «رئيس انجمن آسم ايران» چه صحبتي با وبلاگ نويسها دارد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/03ساعت 10:37  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

يارو مي‌ره سر يخچال، در رو كه باز مي‌كنه ژله شروع مي‌كنه به لرزيدن؛
يارو ميگه: نترس نميخورمت، ميخوام آب بخورم ...
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/03ساعت 10:16  توسط روزنامه نگار بیکار  |