|
اگر میهنم من را نمیخواهد من هم او را نمیخواهم، جهان فراخ است.( هوگو گروتیوس)
|


...
زن تند و تند حرف میزند و بحث میکند، اما ظاهرا دو طرف حرف هم را نمیفهمند، دخترک چادری مقابلش با آن مانتوی سبز بلندش و ستارههای طلائی روی شانهاش، تفاوت سنی چندانی با او ندارد؛ به قولی هر دو نسل سومی هستند اما با وجود آنکه معمولا ملایم صحبت میکنند، زبان مشترکی وجود ندارد. زنی که تندوتند حرف میزد سوار اتوبوس خوشگل و نوی پلیس میشود.
دیگرانی هم همان اطراف تذکر میگیرند. زن جوانی روسریاش را جلو میکشد و قبل از هر سخن دیگری میان جمعیت گم میشود:«بله...بله...حواسم نبود». نفر بعدی مثل او شانس نمیآورد و میرود پیش آنی که تندوتند حرف میزد. هر دو نزدیک هم مینشینند.
...
یکی از فرماندهان پلیس میگوید این زنان و پسران بازداشتی به کلانتریها نمیروند و به مکانهای خاصی برده میشوند تا پس از حضور والدین و احتمالا یک تعهد کتبی و چیزی شبیه به این آزاد شوند. سایتهای اینترنتی را که ورق میزنم سایت یک خبرگزاری مدعی ارزشها عکسهایی از زنان و دخترانی که «تذکر» گرفتهاند درج کرده است. اینها نه متهمند و نه مجرم. حتی بسیاری از آنها در عرف تهران بدحجاب هم محسوب نمیشوند. اما تصاویر آنها در سایت درج میشود. صدا وسیما هم برای اینکه از رافت اسلامی یادی کند مرتب تصویر افرادی را که تذکر میگیرند از دوربینهای مخفی پخش میکند. حقوق انسانی و قانونی این افراد و حریم خصوصیشان که برای هفتاد میلیون نفر روی آنتن میرود هم که فراموش شدهاند.
...
ساعت نیمه شب را نشان میدهد اما پست همچنان بیدار است. قبلا شب آخر ارسال تقاضانامههای کنکور اینطور شلوغ میشد اما اینبار ترکیب مراجعان متفاوت است. در صف، بازار شایعه داغ داغ است. خانمی چادرش را مرتب میکند و میگوید شنیده است- شاید هم گفت خودش دیده است- که فلانجا زنی را جلوی شوهرش به دلیل بدحجابی ضرب و شتم کردهاند و دیگران هم حرفهایی از این دست میزنند. نفر عقبی که آقای مسنی است اما، میگوید که اینها همهاش بازی حکومت است برای اینکه مردم سر قضیه بنزین جرات نطق کشیدن پیدا نکنند. مرد که با عصبانیت سبیلهای چخماقیاش را میجود از روزی یاد میکند که آن دورترها – سالها 43 یا شاید هم 44- برق گران شده بود و مردم اعتصاب کردند و دولت مجبور شد برق را به قیمت قبلی بازگرداند. دیگری اما با او مخالفت میکند، میگوید مشکل گرانی بنزین نیست، مشکل این است که این سیستمی که نمیتواند کارتهای سوخت را درست توزیع کند، چطوری میخواهد جلوی تقلب در این کارتها را بگیرد. مرد سبیل چخماقی که خاطره هم خوب تعریف میکند میگوید «زمان شاه تو سر مردم زدند روسریها گرهاش سفت تر شد و چادرها محکمتر؛ اما اینها بیراهه را برگزیدهاند.» مرد خاطره گو با سبیلش بازی میکند و به دورترها در تاریکی شب خیره میشود. مرد مخالف اما باز هم از سیستم میگوید: «دیروز یکی اومده در مغازه، میگه کارت سوخت پنجاه هزار تومن!» آه از نهاد دوروبریها بلند میشود... یکی میگوید این صف هم که تکان نمیخورد.
...
یک متخصص هم درباره نسبت قیمت بنزین و قیمت تاکسی نوشته است:« اگر در کشور الف بنزین به قیمت 80 تومان به ازای هر لیتر سهمیه بندی شود و اگر سهمیه بنزین تاکسی ها 30 لیتر در روز شود و اگر بنزین فراتر از سهمیه روزانه به قیمت واقعی (در این مساله آن را 400 تومان فرض کنید) عرضه شود مطلوب است قیمت تاکسی بعد از اعلام این خبر.
راه حل: با داشتن تاکسی فرد می تواند روزانه حدود 29 لیتر بنزین را با سود حدود 300 تومان در بازار آزاد بفروشد (20 تومان سهم دلالان فرض شده است) و لذا روزانه درآمد خالص 8700 تومانی یا به عبارت دیگر سالانه حدود سه میلون تومان درآمد خالص داشته باشد. اگر نرخ بهره بدون ریسک در ایران 15% باشد و فرض کنیم که این سیاست چند سال ادامه داشته باشد قیمت تاکسی باید به حدود "بیست میلیون تومان" برسد. اگر فرض کنیم سیاست فوق فقط دو سال ادامه داشته باشد و بعد از آن تاکسی به قیمت سابق آن ارزش گذاری شود در این صورت حداقل 4-5 میلیون تومان به قیمت جاری تاکسی اضافه خواهد شد.»
...
میگویند [...] یک روزی گفته بود دولت به تار مو و لباس جوانها کاری ندارد. گفته بود اصلا اینها مشکل مردم و دولت نیست. [...] هم میگوید که هدف از این کار جلوگیری از تجاوز به عنف و موارد دیگری مثل مبارزه با قاچاق مشروب بوده است. تجاوز به عنف واژه آشنایی است. این روزها در صفحات حوادث روزنامهها اخبار آنرا بیشتر میخوانیم، با خودم فکر میکنم دخترانی که برای حجابشان تذکر میگیرند قاعدتا قربانیان اصلی این تجاوزها هستند و نه عاملان آن، پس ... ظاهرا اینبار هم قرار است صورت مساله پاک شود. خانمها آرایش نکنند و لباس اینطور و آنطور نپوشند که بهشان تجاوز نشود! فکر کنم این طرح بیش از آنکه ارتقای امنیت اجتماعی باشد فروکاستن ظرفیتهای اجتماعی است.
...
همه مسوولین از طرح دفاع میکنند. مطبوعات هم بیشتر فرصت را برای کوبیدن دولت مساعد میبینند. کسی به فکر آبروی مردم نیست و همچنان عکسهایی از مردم عادی به عنوان متهمان طرح ارتقای اجتماعی در مطبوعات چاپ میشود. رئیس دولت مستقیم موضعی ندارد اما مخالفتی هم نمیکند. شاید دارد به عاقبت شعارهای پوپولیستی که داده است فکر میکند.
...
روزگار غریبی شده است. پس از مدتها که سعی کردم در ایزوله خبری بمانم فکر کنم این عریضه لازم بود.
1- بسيار سفر بايد تا ...
سفركردن از هر نوعي در نوروز مفيد است به خصوص به استانهايي كه مورد رحمت «سفراستاني» قرار گرفتهاند. به هر حال براي آشنايي با ميزان توسعه آثار باستاني در استانهاي فوقالذكر سفر به آنها پيشنهاد ميشود.
تبصره: سفر به استان خوزستان به دليل آب وهواي نامناسب ناشي از انفجارهاي متعدد و بوي گوگرد توصيه نميشود. استان سيستان هم كه ... (خبر دوم را ببينيد)
2- بخوريد و بياشاميد و صله رحم را به جا بياوريد
ولي اين اقدام را در منزل اقوام به جاي بياوريد. توجه كنيد اولويت در ايستگاههاي نخستين با آجيل و شيريني است (در صورت مرغوبيت) در مورد ميوه هم زياده روي در خوردن موز به دليل سو هاضمه توصيه نميشود.براي رد گم كردن پوست پسته فندق و در موارد اضطرار تخمه را مثل بچه مثبتهاي ده يازده ساله به هبچ عنوان در بشقاب جلوي خود نريزيد. زير مبل بشقاب بقلي و جيب كت جاي مناسبي است. براي سر حال ماندن چاي را هيچوقت رد نكنيد مقداري كافئين در ميهمانيهاي بعداز ظهر كمك مي كند.
3- عيدي بگيريد...
اين مورد براي كودكان و نوجوانان و زوجهاي جوان! توصيه ميشود عيد ديدني را به بهانه تلويزيون و ماهواره از دست ندهيد. به كودكان خود بياموزيد با مبلغ عيدي هر مورد بازديد ميتوانند DVD هر كدام از فيلمهاي را كه نديدهاند بدون سانسور از فروشگاه طبقه پايين فوتكورن جام جم و خيلي جاهي ديگر خريداري كنند. توجه كنيد حداقل عيدي اسكناس آبي دوهزار توماني براي كودكان و نوجوانان است براي در معذور قرار دادن صاحبخانه يك اسكناس دوهزار توماني دست بچه بدهيد و به او بگوييد مرتب بگويد اين را از يك نفر ديگر در فاميل كه با صاحبخانه چشم و همچشمي دارد عيدي گرفته است.
4- كتاب هم بخوانيد
ويژهنامه روزنامهها و نشريات هم بد نيست اما كتاب يك لطف ديگري دارد. به نظر من داستانهاي كوتاه آمريكاي جنوبي(دوجلد) نشر ني، و كتاب اولويت ليبراليسم بر دموكراسي نوشته فريد ذكريا سردبير نيوزويك هم پيشنهادهاي خوبي هستند؛ هر چند دومي را هنوز نخريدهام.
البته فيلم هم ببينيد بد نيست، فيلمنامه كامل پدرخوانده 1و2و3 را فيلمنگار زده است و بهانه خوبيست براي اينكه اين سهگانه را يكبار ديگر ديد. شكارچي گوزن هم ديدني است، بدنام،طلسم شده و ربكاي هيچكاك را هم ببينيد. من كه اينها را گذاشتهام اين مدت، نگاهي بياندازم.
5- به ديدن گنجي برويد
قهرمان دوستان و قهرمان پرستان عزيز گنجي هم آزاد شده در كنار اينها اگر رسيديد سري هم به او بزنيد...
واقعا جسارت آقاي خاتمي در اين روزها مثال زدني شده است. در حالي كه دهها وعده سرخرمن در دوره ايشان درباره افشاكردنها و اعلامكردنها داده شد و ايشان همواره به دلايل گوناگون از زير بار مسئوليت مهم آن شانه خالي كردند. در صدمين روز سقوط هواپيماي حامل خبرنگاران ايشان حضور يافته و گفتهاند:« اگر در قدرت بودم مقصر را معرفي ميكردم »
آقاي خاتمي بي خيال اينقدر جسارت به خرج ندهيد هنوز افشاهاي مهمتري مانده، يادتان كه نرفته...!
اين يادداشت شهرام رفيع زاده درباره الهام افروتن و اعترافات رسانهاي!! اخير وي خواندني است. واقعا براي اين نماينده مردم كه مدير مسئول هم بودهاند و به دليل قانون مطبوعات عجيب غريب ما، فعلا مشغول طلب استغفار هستند متسفم. مديرمسئولي كه حكم اعدام را هم براي خبرنگارش كم بداند...
چد روز قبل كه افشاري و عطري در يك جلسه حاشيهاي در سناي آمريكا حاضر شدند خيلي با خودم كلنجار رفتم كه چيزي بنويسم يا نه و در نهايت به اين قناعت كردم اما پس از آنكه صحبتهاي دكتر شيرزاد و پاسخ رضا خجسته و يادداشت بهنود را ديدم دوباره فكرم درگير اين ماجرا شد.
براي دشت اول اين كامنت را در وبلاگ خجسته گذاشتم:
با سلام
اينكه هر نقدي را با نقد جواب دهيم امري بسيار متداول و حتي مباح است. آقاي خجسته اگر شيرزاد و دوستان حزبي اش هر اشتباهي كرده اند هر كوتاهي كرده اند؛ حق دارند صحبتهاي آن دو دوست قديمي شما حالشان را به هم بزند به هر حال الان و در شرايطي كه اوضاع مردمان ايران بدينگونه شده است سخنراني در جلسه هاي حاشيه اي سناي آمريكا كم از فروغ جاويدان در روزهاي خستگي سربازان اين مرز وبوم پس از هشت سال جنگ خانمانسوز ندارد. امرز پس از هشت سال هزينه اصلاح طلبي زمان رفتن در خط مقابل نيست. خجسته عزيز هر نقدي را به تندي پاسخ گفتن و مردار بيرون كشيدن از گور شايسته شما نيست.
به كامنتهاي دوست ديگرتان رضا دلبري نگاه كن به جاي انكه پاسخي دهد و نظرش را بگويد كامنت گذار ديگري را با بيان نام اصلي اش و اتهام اينكه نامش مستعار است انگ ميزند و...
رضا جان براي شما با اين همه سابقه و داعيه روزنامه نگاري شايسته نبود.
الان كه كامنت را ميبينم فكر ميكنم كمي گنگ شده است. مساله اصلي من اين بود كه خجسته به جاي آنكه درباره نفس عمل همكاران سابقش در تحكيم سخن بگويد به نقد اصلاح طلبان پرداخته و كه شما فلان بوديد و فلان. صرف نظر ازاينكه دوستانش چه بر سر تحكيم آوردهاند و باقي قضايا.
من همواره و از روزهاي اول منتقد تحكيم و عملكرد دانشجويان بودم؛ مطالب و نقدهاي خجسته را هم مرتب ميديدم اما او درتريبوني بود و از موضعي كه بزرگان اصلاح طلب هم لزومي براي پاسخ نميديدند چه برسد به من كه دنبال كننده سادهاي بودم. لحن نقدهاي وي غالبا از روي عصبيت بود و به همين دليل كمتر مورد توجه قرار ميگرفت.
نكته ديگري كه در مورد اين دوستان به نظرم رسيد اين بود كه عملكرد خودشان را نگاهي كنم. براي نمونه سري به سايت معروف رفراندوم زدم تا ببينم چه خبراست و امضاهايشان چند تا شده است. پاسخ اين عبارات بود:
با توجه به تغييراتي که قرار است در سايت شصت ميليون دات کام متناسب با
مرحله نوين جنبش رفراندوم بوجود بيايد ،
اين سايت تا اطلاع ثانوي تعطيل است
خب! دوستان آقاي خجسته ظاهرا دكان رفراندوم را تخته كردهاند تا ببينند سرنوشت پرونده اتمي و تحريمهايي كه آن را لازم ميدانستند به كجا ميانجامد. به هر حال دوستاني كه اين همه جوالدوز به اصلاح طلبان حكومتي ميزنند براي رضاي خدا خواهشمندم التماس ميكنم يك سوزن كوچك به خودشان بزنند.
باقي حرفها باشد براي فرصتي ديگر...

چنی گفته که ایران با اهداف هسته ای اش جهان را به مبارزه طلبیده است.
چنی که در لابی بین المللی حامی استرائیل سخن میگفته تاکید کرده که ایران اگر بخواهد از موضع کنونی سخن بگوید با برخورد جدی جامعه جهانی روبرو میشود.
نکته جالبشش این است که مقامات آمریکایی بدون توجه به روند پرونده مرتبا از سلاح هسته ای سخن میرانند در حالی که همه میدانیم در گزارش البرادعی آمده بود همچنان سئوالهایی درباره ایران وجود دارد.
به هر حال اینکه پگونه این تبلیغات آمریکاییها موثر شده است را به نظر من در گویش و کردار مقمات ایرانی باید جستجو کرد که سبب شده بهانه برای تبلیغ علیه اهداف ایران به دست بیاید. در زمان دولت پیشین اگرچه به طور کامل روند مذاکرات به نفع ما نبود اما دست پایین با این لحن باایران سخن گفته نمیشد. برای نمونه روشنتر، سخنان تونی بلر پس از آنکه احمدی نژاد از محو اسرائیل سخن گفت قابل بررسی است آنجایی که بلر گفت: فرض کنید دولت ایران با چنین تفکری صاحب سلاح هسته ای شود.
محرمانه و مهم
نکته دیگر اینکه آنهایی که تحلیل میکردند که دولت ایران با حاد کردن پرونده هسته ای به دنبال جلب حمایت مردم از حاکمیت است این را هم بدانند که در یک نظرسنجی محرمانه که روزآنلاین نقل کرده 69 درصد مردم پرونده هسته ای را ملی نمیدانند:
«این گزارش که مهر"محرمانه" بر آن خورده توسط مرکز نظرسنجی يکی از خبرگزاری های رسمی کشور تهيه شده و طبق نظرسنجی هائی نتيجه گيری شده که در ماه های دی و بهمن صورت گرفته و در آن ٨٦ درصد مردم گفته اند انرژی هسته ای ارزش جنگ را ندارد.
علاوه بر اين طبق اين نظرسنجی محرمانه اقوام مختلف ايرانی موضوع اتمی را مسأله اول خود قلمداد نكردند. ٩٤ درصد عربها در خوزستان و ٩١ درصد كردها در كردستان در اين نظرسنجی گفته اند كه پرونده هسته ای موضوع اصلی آنان به حساب نمیآيد. همچنين طبق اين نظرسنجی ٩٨ درصد مردم ايران معتقد هستند پرونده هسته ای در نهايت به مواجه نظامی ايران و امريكا كشانده خواهد شد و در همين حدود به سئوال آيا در صورت حمله نظامی آمريکا ايران به سرنوشت عراق دچار خواهد شد، پاسخ مثبت داده اند. در اين پژوهش همچنين آمده است كه تنها ٢٨ درصد ايرانيان از حمله امريكا ترس و نگرانی دارند در ادامه اين گزارش پرسشهائی درباره توانائی احمدی نژاد برای حل مشكلات روزمره مردم مطرح شده است كه تنها ١١ درصد مردم ايران گفته اند دولت احمدی توانائی حل مشکلات روزمره آن ها را ندارد.»
این دو تا بچه حسابی گند زدند واقعا ناراحت کننده است که آدمهای کم ظرفیتی مثل اینها از دل تحکیم بیرون آمده اند.
آقای عطری، آقای افشاری متاسفم ... اینجا را ببینید
ایران در این روزها تبدیل به مهمترین چالش جهانیان شده است. شهروندان کشورهای شمال که تا دیروز غصه بن لادن و صدام را داشتند امروز شادمان و خرم پای گیرنده های ماهواره ای نشسته و دادگاه صدام و سفر بوش به افغانستان را تماشا میکنند و ملالی ندارند جز ایران!
انرژی هسته ای حق مسلم ماست، چه کسی تردید دارد؟ اما نباید فراموش کنیم که ما حقوق دیگری هم داریم که الان در خطر هستند، ما علاوه بر حقمان در بحث فنآوری هسته ای تکالیفی هم در قبال تعهدات جهانی داریم. مگر نه اینکه پشت هر حقی تکلیف متقابلی وجود دارد؟
سخنان هاشمی که معمولا سیاستمداری محتاط است درباره اینکه مسئولان خودشان و مردم را به دردسر نیندازند، هم در جای خودش نشانی از عمق اتفاق ناخوشایندی است که در راه داریم.
سیاستمداران امریکایی که نشان داده اند زمانی که تصمیمی اتخاذ میکنند منتظر نهادهای بین المللی نمی مانند اینبار گوشه کنار گفته اند که کشورهایی که نگران خطرهای ایرانند منتظر اجماع و تصمیمهای بین المللی نشوند. رایس هم اخیرا گفته که امریکا در محدوده تصمیمهای سازمان ملل باقی نخواهد ماند.
درباره تصمیمهایی که درباره ایران گرفته خواهد شد (توجه کنید کارمان به جایی رسیده که قرار است برایمان تصمیم بگیرند) سخن بسیار است اما به نظر میرسد وضعیت لغزنده تراز آنی است که فکر میکنیم. به هر حال احتمال تحریمهای دیپلماتیک نظیر محدود شدن رفت و آمد مسئولان ایرانی به خارج از کشور، منع ورود بنزین به ایران و منع خرید نفت ایران از گزینه های مطرح شده است.
اما همه اینها به کنار هر اتفاقی بیفتد ضرر فشار حداکثری بر مردم خواهد بود زیرا قطع درآمدهای نفتی برای اقتصادی که وابسته به درآمد بدون کار تولیدی است به معنای شوک اساسی است.
دوست نداشتم این جمله را بگویم اما تاوان دموکراسی برای جوامعی که سرانه درآمد شهروندانشان از یک حداقل قابل قبولی پائینتر است و عوامل اقتصادی و مساله معاش مساله اصلی و شاید تنها مساله بیشتر مردم آنهاست دموکراسی سم است.
ایرانیان هزینه انتخاب دولت آرمانگرای اسلامی را میپردازند که قرار بود پول نفت را بر سر سفره ها بیاورد اما تا کنون توفیقی در حداقل وفاداری به شعار انتخاباتی اش نداشته است.
و در آخر هر گز نخواهیم دانست که آیا واقعیتی عینی وجود دارد که بتوانیم آن را به نحو ذهنی تجربه کنیم؟یا آیا مفاهیم ما درباره واقعیت عینی موهوم است یا خیر؟
اما نیاز مبرم نیاز به دانستن این نکته داریم : قضیه از چه قرار است که گاهی اوقات هم اثبات گرایان و هم پسست مدرنیستها به این باور میرسند که دیدگاهشان واقعی و حقیقی است. در واقع مطلب طنزی دوگانه وجود دارد. از یکسو ، اعتقاد اثبات گرایان به واقعیت دنیای عینی باید در نهایت به ایمان استوار باشد؛ یعنی نمیتوان آن را با علم عینی اثبات کرد ؛ زیرا دقیقا همین مساله مورد اختلاف است. پست مدرنیستها که میگویند هیچ چیز به طور عینی وجود ندارد ، دست کم براین باورند که فقدان واقعیت عینی در واقع همان وصفی است که امور در آن قرار دارند.
روشهای تحقیق در علوم اجتماعی – ارل ببی – ترجمه:دکتر رضا فاضل - ناشر:سمت
دکتر حسن نمکدوست استاد برجسته دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه مشمول مهرورزی موجوددر فضای دانشگاه شده و با حکم مستقیم ریاست دانشگاه(حجت الاسلام شریعتی) عذر وی به بهانه های واهی اداری خواسته شد.
نمکدوست پژوهشگر نمونه سال و از اساتید برجسته ارتباطات در ایران محسوب میشود. عمده مطالعات ایشان و همچنین پروژه بسیار جالب دکتری ایشان نیز درباره حق دستررسی آزاد به اطلاعات بوده است.
بچه های دانشگاه علامه فراخوان تحصن داده اند ...
برای اطلاعات بیشتر اینجا را ببینید
اشتباه نشود تصمیم ندارم که داستان بلند بالای تحریم تنباکو در عهد ناصری را که به همت میرازی شیرازی و سید جمال صورت گرفت تکرار کنم. گفتم بد نیست دوستان بدانند امتیاز انحصاری توتون و تنباکو وارداتی ایران هم اکنون در اختیار شرکت British American Tobacco معروف به BAT است. دفتر شرکت هم در برج سایه است همانجایی که چندی پیش چند بمب صوتی منفجر شد و هم اکنون مراقب بیشتری از آن میشود.
دولت محترم در حالی که هر روز بر میزان تضییع حقوق شهوندان افزوده میشود و دیشب هم ظاهرا برادران دانشجوی!! بسیجی قصد تسخیر سفارت پادشاهی دانمارک را داشتند، امروز اعلام کرده فردی آزاده در نامه ای به وزارت بازرگانی خواهان تغییر نام شیرین دانمارکی به شیرینی "گل محمدی" شده است. این خبر نه دروغ است و نه طنز (اصل خبر)
علی شکوری راد این روزها با حملاتی که به تحکیم کرده و گفته که تحکیم را به رسمیت نمیشناسد و تحکیم اصلی را دفتر تحکیم سالهای ابتدی انقلاب دانسته ، موجب موضع گیری بچه های تحکیم شده است.
اینگونه به موضع انداختن تحکیم در برابر مشارکت در این شرایط عاقلانه به نظر نمی رسد تا جایی که حتا تحکیمی ها نیز گفته اند حرفهای او را به حساب مجموعه مشارکت نمی گذارند. فعالین سیاسی در جمعهای دوستانه خود به شوخی و طنز شکوری راد را به دلیل اینگونه موضعگیریهای نسنجیده و تندش نفوذی بیت رهبری در مشارکت میدانند!
شکوری راد از جمله افرادی است که در دوران افول جنبش دانشجویی در ایران یعنی سالهای ابتدایی انقلاب که دانشجویان انجمنی به جای نقد حکومت توجیه گر آن شده بودند و به انواع بازی و داستان توانستند بالاخره همه گروههای دیگر را دانشگاه خارج کنند. در نهایت هم در بازگشایی دانشگاهها به عنوان بازوی نظارتی و فیلتر دولت برای گزینش دانشجویان عمل کردند.
امروز اگر کسی از گذشته چندان درخشان شکوری راد نمیگوید و گذشته او مانند بسیاری اصلاح طلبان درنظر گرفته نمیشود نباید سبب اینگونه موضع گیریهای امثال دکتر شکوری راد شود. البته قصد من این نیست که همه اینها به شکوری نسبت دهم اما تحکیم سالهای اول انقلاب نظیر و حتا بسیار بدتر از بسیج دانشجویی این روزها عمل میکرد و به هیچ عنوان مصداق جنبش دانشجویی نبود.
در مورد این مصاحبه با چند نفر صحبت کردم که شاهد تاریخی وقایع بوده اند و معتقد بودند سروش تند رفته و برخی سخنانش با واقعیت تضادهایی دارد مشغول بررسی هستم ...
يكي از عكاسان قديمي ايراني كه هم اكنون در كانادا زندگي ميكند و اكبر ناظمي نام دارد در وبسايتش كه من به تازگي آن را كشف كردم عكسهاي فوق العادهاي از انقلاب ايران دارد كه برخي ازآنها را تنها در نشريات آن دوران ميتوان سراغ گرفت. چند عكسي كه در سايتش بود و بسيار خاطره انگيز اينجا گذاشتم تا شما هم ببينيد و لذت ببريد:
ويژه نامه شرق درباره مهندس مهدي بازرگان ظاهرا جلز و ولز خيلي ها در آورده است. اما به هر حال و با توجه به تلاشي كه براي تهيه و امادهسازي اين ويژه نامه صورت گرفته در مجموع ويژه نامه خوبي شد و يك نگاه جامع و از طيفهاي گوناگون به اين مساله انداخته شد.
از يكسو هادي غفاري و عباس عبدي بودند و از ديگر سو بادامچيان و از ميان دوستداران قديمي بازرگان بسته نگار و بنياسدي و فرزندان مهندس بودند به اضافه چند گزارش خوب و جامع. من پيشنهاد ميكنم مصاحبههاي هاديغفاري ، عباس عبدي و بادامچيان را حتما بخوانيد نظرگاه جديدي به مهندس بازرگان دارند.
...«علی» (ع). علی در کودکی برايم فرقی با رستم نداشت، اما وقتی بزرگتر شدم، وقتی توانستم چيزهايی پيچيدهتر از قصهها بخوانم، او از خاطرم نرفت. جای رستم را هرکول و ماسيس و قهرمانان وسترن و ساموراييها و گلادياتورها و سوپرمن و بتمن و گانگسترهای تنها گرفتند، اما جای «علی» را هيچکس نتوانست بگيرد، چون او ديگر برايم قهرمانی «شمشيرزن» نبود. البته هنوز هم از قهرمانان يکه بزن خوشم میآيد، اما فقط در کتابها و فيلمها، و نه حتی در تاريخ!...

احسان عزيزم مطلبي مهمي را درباره سخنان اخير مصباح طرح كرده است. وي گفته كه :"ولایت مطلقه فقیه به هیچ وجه با چیزهایی مانند دموکراسی سازگاری ندارد و نیز نمی توان سازگاری داد که در غیر این صورت ولایت فقیه به نهادی تشریفاتی تبدیل می شود مانند انگلستان. البته بلا نسبت."
احسان جان زدي به هدف ...
امروز هم مصباح گفته كه اعتقاد به جمهوريت در كنار اسلاميت شرك است.
به نظر من بايد درباره اينكه دقيقا آيتالله خميني چه ديد داشته كمي بدون رودربايستي سخن رانده شود همچنين درباره اينكه در شرايط فعلي تا چه حد سخنان ايشان داراي حجيت است.
در حال حاضر اصلاحطلبان با خاستگاه چپ مذهبي بدجوري سعي دارند ثابت كنند در افكار و اعتقادات "امام" جمهوريخواهي چيره بوده است. در مقابل راستهاي سنتي هم بههمان اما سنتي كه بيشتر هم شناخته شده است قائل هستند . در اين ميان سخنان و مواضع جديد مصباح + + صداي همه را درآوره است. بايد ببينيم اين قرائت جديد از سوي كسي كه تعدد قرائتها را قبول ندارد در روزهايي كه انتخابات مهترين نهاد انتخابي در جمهوري اسلامي در پيش است چه سرانجامي خواهد داشت.
سبقه گفتگوي تمدنها به كجا بازمي گردد؟
... فرهنگها در جهان گوناگون اند و هيچ فرهنگي دشمن فرهنگ ديگر نيست. پس بايد ميان فرهنگها گفت و شنود سالم و سازنده برقرار گرد تا هر فرهنگي در برخورد با فرهنگ ديگر پيراسته و آراسته شود.
مصطفي رحيمي- آزادي و فرهنگ
چاپ اول 1374،چاپ دوم 1381،
نشر مركز - صفحه 11