تبليغاتX
آب باریکه - معصومه شفیعی از مردم ایران کمک می خواهد
اگر میهنم من را نمی‌خواهد من هم او را نمی‌خواهم، جهان فراخ است.( هوگو گروتیوس)

همسرم در 30 روز گذشته براثر اعتصاب غذا در زندان 19 کیلوگرم وزن کم کرده است. به همه افراد مسوول و راه های قانونی داخل کشور و موسسه ها و سازمانهای حقوق بشری متوصل شده و راه به جایی نبرده ام و حالا از همه مردم کمک می خواهم. اگر راهی به فکر کسی می رسد ما را یاری کند.

معصومه شفیعی با اعلام این مطالب در روز چهارشنبه و پس از اینکه در اوین با همسرش ملاقات کرده بود، گفت: وضعیت جسمی همسرم خوب نیست. زرد و ضعیف شده است. دیروز یک متخصص داخلی او را مورد معاینه قرار داد و جواب آزمایشهایش فردا معین می شود.
وی با بیان اینکه وضع روحی گنجی و مقاومت او فوق العاده است، گفت : ولی اگر وضعیت جسمی گنجی به این منوال ادامه پیدا کند، حال جسمی او رو به وخامت خواهد رفت.
معصومه شفیعی با نام بدن از افراد و نهادهای مسوولی که تا کنون به خاطر وضعیت نگران کننده همسرش به آنها مراجعه کرده، افزود: من به عنوان همسر ایشان هزینه زیادی را تا کنون پرداخته ام و خواهم پرداخت.
او از مسوولیتی که در خانواده به عهده دارد تا پی گیری وضیت قضایی و درمانی همسرش می گوید و با این حال می گوید: تحمل می کنیم چون خواسته او و ما بر حق است.
اکبر گنجی دارای دو دختر 16 و 21 ساله است. کیمیا و رضوان نیز مانند مادرشان بر این باورند که می توانند و باید رنج دوری از پدر و فشارهای روحی و روانی فراوان را تحمل کنند.
شفیعی که از 22 سال زندگی مشترک با گنجی، 5 سال و 3 ماه از آن را در رنج زندانی بودن همسرش به سر برده، ادامه می دهد: دخترهایم حتا از فرصتی که برای رفتن به یک سفر برایشان پیش آمده بود و من فکر می کردم برای روحیه آنها در شرایطی که با آن روبروییم شاید لازم باشد، سر باز زدند. آنها می گویند نمی توانیم وقتی پدرمان در چنان شرایطی است، ما به سفر فکر کنیم. ما هم باید کمی از سختی های او را تحمل کنیم.

معصومه شفیعی از وضعیت اطلاع رسانی در مورد همسرش راضی نیست: « روزنامه ها نمی نویسند یا بسیار کم می نویسند. سایتها که فیلترند، صدای ما به طور بسیار محدود به گوش مردم می رسد.»
معصومه شفیعی زنی است که همسر در بندش را یک "فرد" نمی داند. او می گوید: « من او را یک شخص نمی دانم. او یک تفکر است.»
منبع : زنان ایران


سعيد حجاريان: پهلوان اكبر نمي‌‏ميرد، گویا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/04/14ساعت 11:21  توسط روزنامه نگار بیکار  |