|
اگر میهنم من را نمیخواهد من هم او را نمیخواهم، جهان فراخ است.( هوگو گروتیوس)
|
خبر جالب سایت اینترنتی بازتاب به نقل از اکبر گنجی در مورد ایراد اتهام به انجمن دفاع از حقوق زندانیان وادعای همکاری عماد الدین باقی با سرویسهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی از جهاتی موجب حیرت هواداران این دو روزنامه نگار برجسته اصلاح طلب شد. چه آنکه در روزگاری نه چندان دورتر هماره نام این دو اصلاح طلب جسور در کنار هم دیده میشد ولی اقدام سایت بازتاب در درج چنین خبری به نقل از گنجی که متاسفانه تنها با تکذیب دیرهنگام خانواده وی روبرو شد، نشان از روزگار جدیدی دارد.
این خبر بازتاب ، من را بر آن داشت نکاتی را جهت روشن تر شدن بیشتر موضوع برا ی مخاطبان بیان کنم.
آقای اکبر گنجی اتهاماتی را متوجه انجمن دفاع کرده اند. اول اینکه واقعا جای تاسف است پس از یکسال و نیم از فعالیت انجمن و رایزنی ها و تلاشهای فراوان دست اندرکاران آن برای کمک به طیف گشترده ای از زندانیان که زندانیان سیاسی هم جزئی از آنها بوده اند آقای گنجی هنوز نام انجمن را به درستی نمیداند و آن را « انجمن دفاع از حقوق زندانیان سیاسی» می نامد، در صورتی که از ابتدای تاسیس شعار اصلی انجمن و هدف بنیانگذاران آن دربرگیری همه زندانیان بوده است و در این میان خدمات فراوانی انجمن برای طیفی اززندانیان سیاسی که حتی مانند آقای گنجی مورد توجه اصلاح طلبان و درکانون توجه جهانی نیز نبوده اند ، بدون توجه به مرام آنها و تنها به دلایل انسان دوستانه و حقوق بشری صورت گرفته است.
آقای گنجی همچنین با خط دهی مناسب به نهادهای امنیتی و قضایی که تا کنون به دلیل دقت نظر و وسواس انجمن از یک رویکرد منفی تا حدودی به سوی تعامل با مجموعه انجمن به عنوان یک نهاد غیر دولتی حقوق بشری روی آورده اند خبر از کمکهای گسترده از داخل و خارج کشور به انجمن میدهند. برای اطلاع مخاطبان و به خصوص آقای گنجی باید توجه داشت که در گزارش سالیانه هیات مدیره به شورای عمومی که به طور کامل در سایت انجمن دفاع از حقوق زندانیان نیز درج شده است منابع مالی و درامدهای انجمن ذکر شده اند .
در میان حامیان مالی داخلی انجمن که گنجی از آنها یاد کرده و از سکوت نهادهای امنیتی نسبت به آن نتیجه گیری خاص کرده است میتوان به چهره های زیر اشاره کرد: آیت اله منتظری(بند 17 و بند 27 جدول کمکهای مردمی به انجمن) عیسی سحرخیز(همان ، بند10) ، نعمت احمدی(همان ، بند 16) ، به هر حال از آقای گنجی بابت چنین ادعایی باید گفت که از فردی مدعی دموکراسی و صاحب دو جزوه مشهور مانیفیست جمهوری خواهی بعید است که اینگونه با یک نهاد مدنی نوپا که جمع کثیری از چهره های ذیصلاح و غالبا از دوستان و نزدیکان خود ایشان آن را تشکیل داده اند و فارغ از منازعات سیاسی به فعالیتهای حقوق بشری مشغول است اینگونه تسویه حسابهای شخصی را صورت دهند.
بخش دیگری ادعاهای طرح شده از سوی آقای گنجی که از خوب یا بد روزگار امروز در سیبل احساسات و عواطف مردمی قرار دارند، بر علیه شخص عماد الدین باقی است. نگارنده با توجه به شناخت کلی از عماد الدین باقی و آگاهی از عدم تمایل وی برای وارد شدن به چنین منازعاتی لازم میداند برخی دانسته های خود را بیان نماید.
عمادالدین باقی از سوی گنجی متهم به همکاری با سرویسهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی شده است. این ادعای سنگین گنجی در حالی است که همه اطرافیان او و باقی از فشار سنگین نهادهای امنیتی بر دوش باقی به خوبی آگاه هستند. پیش از دو خرداد وی به فشار همین نهادها از تدریس منع و مجوز انتشاراتی اش لغو شد.
پس از دوم خرداد نیز وزارات اطلاعات کابینه اصلاحات وی را برای تاسیس موسسه فرهنگی صاحب صلاحیت ندانست و وی نتوانست مجوز یک موسسه فرهنگی اخذ نماید.
لازم به یادآوری دوباره نیست که توقف فعالیت روزنامه جمهوریت نیز تنها به دلیل حساسیت فروان بر روی نام باقی صورت گرفت و حتی نشریه جامعه نو نیز به دلیل انتساب به همسر باقی و فشارهای ناشی از حساسیت بر روی تان ایشان به دلیل واهی از سوی هیات نظارت لغو مجوز شد.
همچنین از آقا ی گنجی که در سال 78 به همراه باقی با یک مقام نیروی انتظامی ملاقات کرده و اخطاری مربوط به تهدید جان این دو عزیز دریافت کردند و سپس آن مقام از مسئولیت این نیرو از سوی شورای عالی امنیت ملی برای حفاظت از جان این دو روزنامه نگار خبرداد بعید میدانستم باقی را به چنین اتهام عجیبی محکوم کند.
در طول تمام سالها یگذشته از بیست و دو اثر عماد باقی هفت اثر به محاق توقیف رفته اند و چند کتاب دیگر او این رزوزها ناامیدانه در ارشاد منتظر کسب مجوز از وزارتخانه جدید هستند.
از اکبر گنجی با آن همه سابقه دوستی و نزدیکی با اعضای انجمن دفاع و عماد باقی دور از انتظار بود که برای برخی تسویه حسابهای شخصی و مربوط به اختلافات گذشته به دلیل موقعیت ویژه ای که درآن قرار گفته است چنین کند.