|
اگر میهنم من را نمیخواهد من هم او را نمیخواهم، جهان فراخ است.( هوگو گروتیوس)
|
1- بچههاي وبلاگ نويس دور هم بودند. آدمهاي تكراري و حرفهاي تكراري و كمي لبخند و تجديد خاطره دوران انتخابات. اگرچه من معتقدم در طول انتخابات هم اصرار بر محيط مجازي و بهره گيري از وبلاگها كار درستي نبود و تيري به خطا پرتاب شد اما دوستاني كه بودند بدجوري در توهم بودند.
تازه نكته جالب براي من اختلاط هويت مجازي و حقيقي آدمها بود. من هم از اولش اعتراض كردم كه اقايان و خانمها، عزيزان ما هويت مجازي داريم و نبايد دراينجا باشيم اما كسي جدي نگرفت بيشتر آمده بودند دوستانشان را ببينند و يا دكترمعين را !
2- وقتي مجبور شدم هويت مجازيام را در جمع بازگو كنم بيشتر حرصم گرفت اين كار سيدآبادي اخلاقي نبود و نبايد افراد مجبور ميشدند هويت وبلاگي خود را معرفي كنند و اگر بنا برهويت وبلاگيشان معرفي ميشدند بايد نام واقعي انها طرح نميشد. به هر حال من در دنياي مجازي با من در دنياي حقيقي فاصلههايي دارم و مرزبنديهايي كه دوست ندارم مشخص شود. از اين جهت اين جلسه با روحيه من ناسازگار بود احتمالا ديگرنروم!
3- از ته اين جلسه هم براي هيچ كس چيزي درنيامد و به نظر من معين خودش هم نميداند كه چه ميخواهد چه برسد به اطرافيانش.
4- اخر جلسه رفتم پيش معين و از او تقاضاي مصاحبه در مورد جبهه دموكراسيخواهي كردم و گفتم كه سكوت حاكم بر روند فعاليتها از سوي معين تنها سبب فراموش شدن طرح جبهه و سرد شدن هواداران ميشود اما افسوس! معين گفت تا اخر آذر اصلاوقت ندارد و موكول شد به اواسط ديماه كه اون موقع هم عمرا من نميرم براي مصاحبه! دكتر مي گويد كار علمي دارم و مقاله و سمينارو ... ميخواستم بهش بگم عزيز من شما كه كار علمي داشتي بيخود طرح جبهه فراگير دموكراسيخواهي را پيش كشيدي و اين همه جوان و پير را معطل خودت كردي!
5- از الان رسما بگويم اين جبهه هيچ ساماني نخواهد گرفت معين هم كانديد خوبي براي دور بعد نيست و برادران حامي وقت خود را روي كانديدي بگذارند كه بيشتر مصاحبه كند و شم سياسي داشته باشد.
6- ما نفهميديم كه جلسه وبلاگ نويسان با معين چه مزيتي ميتوانست داشته باشد؟ يعني مثلا رئيس انجمن آسم ايران چه كمكي به وبلاگ نويساني كه هزار حقوق معطل مانده دارند ميتواند بكند؟ ما الان بايد برويم دنبال تعامل با مسئولين ارشاد و دادستاني اگر فكر ميكنيم كه حقي داريم و بايد بگيريم البته تعامل و نه چيز ديگر.