تبليغاتX
آب باریکه - دموکراسی سم است
اگر میهنم من را نمی‌خواهد من هم او را نمی‌خواهم، جهان فراخ است.( هوگو گروتیوس)

  ایران در این روزها تبدیل به مهمترین چالش جهانیان شده است. شهروندان کشورهای شمال که تا دیروز غصه بن لادن و صدام را داشتند امروز شادمان و خرم پای گیرنده های ماهواره ای نشسته و دادگاه صدام و سفر بوش به افغانستان را تماشا میکنند و ملالی ندارند جز ایران!
انرژی هسته ای حق مسلم ماست، چه کسی تردید دارد؟ اما نباید فراموش کنیم که ما حقوق دیگری هم داریم که الان در خطر هستند، ما علاوه بر حقمان در بحث فنآوری هسته ای تکالیفی هم در قبال تعهدات جهانی داریم. مگر نه اینکه پشت هر حقی تکلیف متقابلی وجود دارد؟
سخنان هاشمی که معمولا سیاستمداری محتاط است درباره اینکه مسئولان خودشان و مردم را به دردسر نیندازند، هم در جای خودش نشانی از عمق اتفاق ناخوشایندی است که در راه داریم.
سیاستمداران امریکایی که نشان داده اند زمانی که تصمیمی اتخاذ میکنند منتظر نهادهای بین المللی نمی مانند اینبار گوشه کنار گفته اند که کشورهایی که نگران خطرهای ایرانند منتظر اجماع و تصمیمهای بین المللی نشوند. رایس هم اخیرا گفته که امریکا در محدوده تصمیمهای سازمان ملل باقی نخواهد ماند.
درباره تصمیمهایی که درباره ایران گرفته خواهد شد (توجه کنید کارمان به جایی رسیده که قرار است برایمان تصمیم بگیرند) سخن بسیار است اما به نظر میرسد وضعیت لغزنده تراز آنی است که فکر میکنیم. به هر حال احتمال تحریمهای دیپلماتیک نظیر محدود شدن رفت و آمد مسئولان ایرانی به خارج از کشور، منع ورود بنزین به ایران و منع خرید نفت ایران از گزینه های مطرح شده است.
اما همه اینها به کنار هر اتفاقی بیفتد ضرر فشار حداکثری بر مردم خواهد بود زیرا قطع درآمدهای نفتی برای اقتصادی که وابسته به درآمد بدون کار تولیدی است به معنای شوک اساسی است.
دوست نداشتم این جمله را بگویم اما تاوان دموکراسی برای جوامعی که سرانه درآمد شهروندانشان از یک حداقل قابل قبولی پائینتر است و عوامل اقتصادی و مساله معاش مساله اصلی و شاید تنها مساله بیشتر مردم آنهاست دموکراسی سم است.
 ایرانیان هزینه انتخاب دولت آرمانگرای اسلامی را میپردازند که قرار بود پول نفت را بر سر سفره ها بیاورد اما تا کنون توفیقی در حداقل وفاداری به شعار انتخاباتی اش نداشته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/15ساعت 19:57  توسط روزنامه نگار بیکار  |