|
اگر میهنم من را نمیخواهد من هم او را نمیخواهم، جهان فراخ است.( هوگو گروتیوس)
|
فرصت طلبي سياسي امري قبيح است. آن هم وقتي كه آب گلآلود است و ماهيگير فراوان و امروز به عنوان يك روزنامهنگار بايد بگويم كه جبهه مشاركت يك فرصت طلب سياسي بدكاره است. وقتي پاي منافع سياسي در ميان باشد تمام شعارها و باورهاي حزب فراموش ميشود. شايد بپرسيد چرا؟ اول بايد اين بيانيه پان تركيستي نمايندگيهاي سه استان حزب مشاركت را بخوانيد.
ادبيات بيانيه كه بدون هيچ توجيهي بايد پذيرفت از ناجيه حزب صادر شده است به هيچ عنوان از سوي حزبي با اين همه داعيه اصلاحطلبي پذيرفته نيست. به عبارتهاي زير توجه كنيد: "حرکت سخیف روزنامه ایران"،"چاپ کاریکاتوری موهن" و "این حرکت قبیح غیر فرهنگی" ؛ اشتباه نكنيد اينها از همان بيانيه مذكور برداشته شده است. مخاطبش هم سلمان رشدي نيست همان كاريكاتوريست جواني است كه دهها اثر او در روزنامههاي مشاركت، نوروز، ياسنو و... چاپ شده است همان روزنامهنگاري كه الان در بند است و جبهه مشاركت درباره او نوشته است:" فردی با مغز بیمار، معیوب و تفرقه انگیز چنان در گرداب کوته بینی و کوته نظری گرفتار آمد که موجب به طاق نسیان سپرده شدن واقعیتی به نام آذربایجان گردید"
آقايان يادمان نرود كه سياست ورزي آدابي دارد و حداقلي از اخلاق در آن فكر نميكنم مضر باشد. در اينكه هموطنان آذري ما از اين طرح عصباني هستند و حق هم دارند شكي نداريم اما اينكه به بهانه كوبيدن دولت و وزارت ارشاد اينگونه روزنامهاي را به توقيف دعوت كنيم ناجوانمردانه است:" تا به حال مدعی العمومی پیدا نشده است این حرکت قبیح غیر فرهنگی را به میز محاکمه بکشاند"
يادمان نرود روزنامه ايران كه دولتي است و با همين كادر و با تغيير چند نفر در زمان اصلاحات روزنامهاي بود كه بار زيادي بر دوش كشيد و هنوز يادمان نرفته با كيهان چه رويارويي داشت. اما دوستان من در جبهه مشاركت آنقدر ذوقزدگي سياسيشان زياد شده كه يادشان رفته اگر روزنامه ايران دولتي است در زمان اصلاحات هم دولتي بود و اگر دولتي بودن قبيح است در دوراني كه در دست اصلاحطلبان بود زمينههاي جداشدنش از بدنه دولت را فراهم ميكردند نه اينكه بر سر خوان بنشينند و از آن بهره برند و حال اينگونه برخورد كنند.
حال روزنامه ايران در توقيف است و مانا نيستاني در بند. احتمالا تا چندي ديگر فضا آرام ميشود ايران هم به اميد خدا از توقيف درميآيد و همكارانمان سركار برميگردند و مانانيستاني هم از بند به در ميآيد و ... اما روسياهي اين حادثه كه هم براي روزنامهنگاران و هم براي مردم آذربايجان تلخ بوده است، براي فرصت طلبان و سياستزدگاني كه جز متامع سياسي مرامي ندارند باقي خواهد ماند.