اگر مريض شوي چه كار مي كني؟
نمك را در خاكستر مي مالم و آن را به پيشاني مي زنم.
مگر خوب مي شوي؟
شايد شدم، شايد هم نشدم.
وقتي كه دندان درد مي گيري چه كار مي كني؟
آهن داغ مي كنم و روي دندانم مي گذارم اولش درد مي گيرد ولي بعد خوب مي شود.
مي داني الان ساعت چند است؟
ساعت ديگه چيه ،ما كاري به ساعت نداريم.
پس چطوري وقت را مي فهمي؟
هر وقت شب بشود مي خوابيم هر وقت روز باشد بيدار مي شويم
تا حالا شهر رفته اي؟
مي خواهم بروم چه كار كنم، يكي از بچه ها به شهر رفته ولي ديگر برنگشته، اينجا راحت هستيم. خيلي هم به ما خوش مي گذرد. مي گويند آنجا ماشين زياد است، ماشين اگر آدم را زير بگيرد آدم مي ميرد.
با حيوانات وحشي مشكلي نداريد؟
نه. آنها كاري به كار ما ندارند ما هم كاري به آنها نداريم
متن گزارش همشهری
+
نوشته شده در دوشنبه
1385/03/08ساعت 15:45 توسط روزنامه نگار بیکار
|