|
اگر میهنم من را نمیخواهد من هم او را نمیخواهم، جهان فراخ است.( هوگو گروتیوس)
|
«من خوشحالم که مسعود دهنمکی برای بیان حرفهای خود زبان سینما را انتخاب کرد؛ زبان شریف سینما»
این جملهای است که شاید پاکدل را از اجرای مراسم سال آتی جشنواره فیلم فجر محروم کند به خصوص آنان که قیافه صفارهرندی را پس از این جمله پاکدل شنیدند. البته پرستویی هم آنجا که گفت خدا به همه ما صبر عطا کند، گمانم نیش کوچکی به دهنمکی زد که سینما عالم «شلمچه» نیست که هر که به تیغ قهر گرفتار آمد با یک تیتر درشت و یک گزارش افشاگرانه نابود کرد. زبان سینما زبان صبر است و تساهل؛ همانجا که حاتمیکیا برای اینکه بعدا هم فیلم بسازد از خیر، شاید هم شر، فیلم پلیسی- امنیتیاش میگذرد و در موج مرده بریدههای فیلمش را جلوی چشم خبرنگاران میآورد. آنجایی که فرمانآرا میپرسد کجای دنیا آیه قرآن را از فیلم من حذف میکرند که شما کردید و ...
مسعود دهنمکی با اخراجیهابه طور رسمی وارد جمعی شد که برای او و امسال او تجربهای متفاوت به شمار میآید. آنجایی که همین دهنمکی سالیانی دورتر پرده سینما آتش میزد و تازه زمانی که بعد از دوم خرداد آرامتر شده بود و روزنامهنگاری را میگذراند مصاحبهای کرد و گفت آن موقع که سینما را آتش میزدیم اشتباه میکردیم باید وزیر ارشاد وقت (میرسلیم) را آتش میزدیم!
آری! همان دهنمکی امسال پشت تریبون جشنواره فجر آمد با صدایی عصبی و هولناک گفت که فیلمش را ندیدهاند و از بازیگرانش برای اینکه در فیلم او دیده نشدند عذرخواهی کرد. تا اکران عمومی «اخراجیها» دست برای بررسی اینکه چقدر حق دارد بسته است، اما به هر حال همین که دهنمکی هم فیلم میسازد و به داوریها اعتراض میکند و اینقدر مدنی شده است نشان میدهد یک تغییری رخ داده است. هر چند دهنمکی هنوز همان انسان شورشی سابق است اما گویا دستکم تکنیکش را تغییر داده است.