|
اگر میهنم من را نمیخواهد من هم او را نمیخواهم، جهان فراخ است.( هوگو گروتیوس)
|
1- درباره دکتر ارمکی
برکناری دکتر تقی آزاد ارمکی از ریاست دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران هم از آن دست کارهایی بود که تنها از کسی در کسوت فرجی دانا بر می آمد. یک لینک خوب درباره ایشان پیدا کردم که پیشنهاد میکنم شما هم یکسری بزنید:
جامعه شناس ایرانی – صفحه مهرگان ، روزنامه ایران
2- انجمن صنفی شنبه ساعت یک ، برنامه دارد .ما هم برای اینکه روزنامه نگاری از سرمان نپرد یکسری میزنیم بد نیست به هر حال . شما هم بیاید خوشحال میشیم!!!
3- مطلب زیر را چند وقتی می خواهم در وبلاگ بگذارم وقت نمی شود . اما امروز قصد کردم ان را تقدیم کنم به همه دوستانم و البته خودم :
در ستایش فاشیسم
بنیتو موسولینی پایه گذار مکتب فاشیسم د رکتابی با همین عنوان به شرح و بسط مفهوم فاشیسم پرداخته است. این کتاب تا جایی که من اطلاع دارم به فارسی برگردانده نشده است . اما عزت اله فولادوند در کتاب خرد در سیاست بخشهایی از آن را آورده است که من فرازهایی از آن گفتار را با امید اینکه مترجم از نظر حقوقی ناراضی نباشد برایتان نقل میکنم:
"... بنا بر این زندگی بر پایه تصور فرد فاشیست ، باید جدی و بی پیرایه و توام با ریاضت و مذهبی باشد؛ تمامی جلوه های آن در جهانی صورت می پذیرد که نیروهای اخلاقی آن را استوار نگه می دارد و تابع مسئولیتهای معنوی و روحانی است. فرد فاشیست زندگی آسوده و مرفه را به چشم خواری بیزاری می نگرد و دون شان خویش می داند.
تصور فاشیستی از زندگی ، تصوری مذهبی است که ، بر طبق آن، آدمی درچارچوب مناسبات دائمی خود با قانونی عالیتر و در عین برخورداری از موهبت اراده ای عینی لحاظ شود که از اراده فردی در میگذرد و بالاتر می رود و او را به پایگاه عضویت اگاهانه در جامعه ای معنوی و روحانی ارتقا میدهد.
نظام زندگی فاشیستی چون ضد فردگرایی است ، اهمیت دولت را مورد تاکید قرار میدهد که نماینده خودآگاهی و کلیت انسان به عنوان موجودی تاریخی است. و فرد فقط تا جایی قبول دارد که منافعش با منافع دولت منطبق باشد.
فاشیسم حکم میکند به وجود حقوق دولت به عنوان مظهر جوهر حقیقی فرد . اگر بناست آزادی صفت انسانهای زنده واقعی باشد و نه آدمکهایی که لیبرالیسم فردگرایانه در عالم مجردات اختراع کرده است، باید پذیرفت که فاشیسم مظهر آزادی است و یگانه آزادی که داشتنش ارزش دارد، یعنی آزادی دولت و آزادی فرد درون دولت.
تصور فاشیستی از دولت همه چیز را در بر میگیرد، و خارج از ان ، نه هیچ ارزش انسانی یا معنوی ممکن است وجود داشته باشد و نه، به طریق اولی، دارای قدر و قیمتی است. بدین ترتیب فاشیسم ، توتالیتر است، و دولت فاشیستی در مقام واحد جامعی که همه ارزشها را در بر می گیرد، سراسر زندگی مردم را مورد تعبیر و تفسیر قرار می دهد و می پروراند و قدرت بیشتر به آن می بخشد."