|
اگر میهنم من را نمیخواهد من هم او را نمیخواهم، جهان فراخ است.( هوگو گروتیوس)
|
فردا نظر مصطفی معین در مورد آمدن یا نیامدن به صحنه انتخابات اعلام می شود. این نظر صرفنظر از آنکه چه باشد دارای یک اهمیت تاریخی است و آن تاثیر ژرف آن بر فرآنید دموکراسی و مبارزات سیاسی برای به دست آوردن یک انتخابات رقابتی در ایران است.
ما در ستاد نسیم ( نسل سومی های یاریگر معین ) در دو مقطع نظرات خود را در غالب یک نامه و یک بیانیه کوتاه که توسط یکی از دوستان درهمایش حامیان معین در روز پنجشنبه خوانده شد به ستاد مرکزی و شخص دکتر معین اعلام کردیم. به شهادت حاضران در سالن بیانیه ستاد نسیم بین دو یا سه بیانیه و سخنرانی پخته و قابل اعتنای مراسم بود. تا جایی که اشک رمضان زاده و خانیکی و دانش را در آورد و بارها با تشویق حضار سخنان دوست عزیزی که به نمایندگی از تیم تهیه کننده بیانیه مسئولیت سخت خواندن آن را بر عهده گرفته بود قطع شد.
متن این بیانیه را ان شااله در اینجا خواهم گذاشت اما باز هم لازم دیدم خلاصه ای از فحوای این دو سند مهم ستاد نسیم را برایتان بازگو کنم. تحریمیهای عزیز خدا بیدارتان کند . . . !
اول/ معین باید بیاید زیرا :
1-1- همانطور که پیش از انتخابات بارها از سوی فعالان سیاسی اعلام شده بود حضور معین کف انتخابات آزاد است و این حداقل تا کنون تامین شده است.
1-2- خدشه ای که نیامدن معین به صحنه به روند تلاش برای حداقلهای انتخابات رقابتی ( به عنوان پیش زمینه انتخابات آزاد ) در ایران وارد میکند به حدی است که هیچ تضمینی نیست چهار سال آینده حتا با حکم حکومتی بتوان در حد همین حداقل هم انتخابات رقابتی داشت.
1-3- تایید صلاحیت معین حق وی بوده است و حال این حق تامین شده است بقیه اش به قول سعید حجاریان سناریویی بوده است برای از میدان به د رکردن معین که نیامدن وی که تن دادن به این سناریو به معنای مرگ اصلاح طلبی درون حاکمیتی است.
1-4- معین ، مشارکت و مجاهدین انقلاب نشان داده اند که بیش از آنکه طرفدار اصلاح طلبی تماشاگرانه باشند خواهان اصلاح طلبی بازیگرانه هستند و این جز با حضور در صحنه بازی و بهره گیری از هر موفعیتی برای پیشبرد روند اصلاحات ممکن نیست.
1-5- منتقدان عمده امروزی معین در مورد ورود او دو دسته اند اول هواداران نهضت آزادی و دیگر دانشجویان افراطی تحکیمی که این دو گروه تا پیش ازاین نیز تز تحریم انتخابات را به انحا مختلف دنبال می کردند و سخنان امروز آنها و نامه های گوناگونی که به معین مینویسند محلی از اعراب ندارد. از یاد نبریم که هیمن تحکیمی های علامه حتا طاقت شنیدن سخنرانی های معین د ردانشگاه را نداشتند و از زیر مجموعه خود خواستند که میزبانی معین را بر عهده نگیرد پس آنها نه دلسوز معین هستند و نه باید با طناب آنها در چاه تحریم رفت.
دوم / آمدن معین نیز قطعا به سادگی نباید صورت گیرد و با توجه به هزینه ای که از جیب معین و هوادارانش رفته است باید حداکثر برداشت از حساب شورای نگهبان صورت گیرد.
2-1- معین برای اینکه همه آنچه با نیامدنش صورت می گیرد رخ ندهد باید بیاید اما باید با صراحت مطلق انتقادات خود از روندهای غیر قانونی نظیر نظارات استصوابی ، حکم حکومتی و به تازگی امتثال نظر ولایی را طرح کند.
2-2- معین باید بیاید و برخی خط قرمزهای نانوشته قدرت در ایران را نسخ نماید او باید در کابینه خود ائتلاف ملی دفاع از آزادی انتخابات را راه بیاندازد باید از اقلیتهای سیاسی ( ملی مذهبی ها و نهضت آزادی) از اقلیتهای قومی ( کردها بلوچه و عربها) اقلیتهای دینی ( به طور خاص اهل تسنن ) و همچنین خانمهای توانا در کابینه اش بهره گیری کند تا اجماع ملی بر سر او و کابینه اش صورت گیرد تردید نکنید که این معین از خاتمی توانمند تر خواهد شد.
2-3- معین باید بیاید و اعلام کند آمده است تا حاکمیت دوگانه را ،که امروزه مغضوب حاکمیت است ، بازسازی کند و خود رئیس جمهور شهروندانی بداند که خواهان وارد شدن معین به فتنه پشت پرده حاکمیت ایران و شفافا سازی ان به سود مردم هستند.
حرف آخر / دو نکته در بیانیه نسیم بود که به نظر میرسد مهم است اول اینکه معین اگر بیاید رئیس جمهور خوب و اگر نیاید یک قهرمان است و گره گشای مشکلات امروز ما نه دستهای خیالی یک قهرمان که دستهای واقعی یک رئیس جمهور است.
در بند آخر بیانیه نسیم خطاب به معین نیز امده بود: " .. و در پایان آقای معین با زبان شما سخن میگویم و از زبان رهبر انقلاب شما که نگذارید انقلابتان به دست نااهلان ونامحرمان بیافتد. "